اولین تحلیل

بصیرت واژه ایست که به اندازه کلمه تحلیل رویش ندارد.چرا؟

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ اولین تحلیل خوش آمد ميگويم ... بصيرت واژه ايست که به اندازه کلمه تحليل رويش ندارد.چرا؟...............................آيا انقلابيون نسل سومي شيفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت ...؟.......................شماره تماس :09379791714..............ايميل:baran8586@gmail.com..................اولين تحليل...... اگه خاطرخواه زياد داري ، معنيش اين نيست که فوق العاده بي نقصي! شايد خيلي ارزون قيمتي ... !!!

من مانده ام این روزهایمان چه خبر است...خود به خود شده اند سوژه...

آقاجان نکند ما بی خبریم و تو داری می آیی و این صدای پای توست که به گوش می رسد...( ان شالله که بیایی)

خوب...! حالا اگر انگ و ننگ نزنند فلانی پیشگو شده است و سی دی به بازار می دهد و رفته است جزء افراطیان ظهور عرض می کنم.

سری که با این طرف و ان طرف به جنبانیم می بینیم همه جه شده است نشانه... فلانی که در بلاد وهابیت سرش را بر زمین نهاد و گور به گور شد...آن طرف تر هم که سر مسیحیان به نام دین ناز و ناز بریده شد و همه گفتند کار مسلمانان است ( البته ،همه یعنی آن وری ها دیگر).

روزی چندین و چند سر بریده می شود و در فضای مجازی هم که مسابقه می گذارند برای قششششنگ ترین شیوه ی کشتن آدمها...

عجبا...

آقا جان داری می آیی ما را هم ندایی بده که خاک کف پایت شویم و و شاید بشویم نرمی جای قدومت در این سختی حیله بازار آدمیان...

انسان هامان که نه "نر" می شناسند و نه "ماده" و قانون می نویسند ؛که دیگر خروس هم از عقده ی شهوتهاشان به شرم امده است...

حق و باطل را هم که جوری به هم زده اند که وجدانا بصیر بودن هنر می خواهد... خودشان دم از خوبی می زنند و این طرف تر با بساط طیاره هاشان برای خوناشام ها سلاح و مهمات می ریزند و آن طرف تر هم ظریف بیچاره و همراهیون را با دقل بازی هاشان کلافه کرده اند... وجدانا من جای ظریف بودم چهارتا کشیده زیر گوش همین نماینده ی مو قشنگ آمریکا می زدم و هرچه باداباد...( جان من تیتر نزنید بولتن نویس افراطی و یا بسیجی ساندیسی و یا عقب مانده دینی... خوب دلمان برای وزیرمان می سوزد از بس رفته و گفته و – چه گفته بماند- صدایش گرفته)

امام غائبمان دور تا دور سرزمین جمکرانت را ببین... شیعیانت را به خاک و خون کشیده اند...از یمن و بحرین و عراق و سوریه و لبنان گرفته تا پاکستان و افغانستان و ... آخر هم اسمش را می گذارند مبارزه با تروریسم و خودمانیم ها برخی ها چه ساده در همین بلاد گیج می زنند و همراهشان هستند... تازه به وقتش هم که می رسد یادشان می رود هم زبانانشان که هستند...

حالا آقای زمان بیاید و بگوید و بگوید و بگوید...یعنی جان من این همه گفت بصیرت ،لافایده؟ پس...بصیر باشیم... حتی اگر آخرین قطره خونمان از نوک پیکان چکید باز هم بصیر باشم...

امام زمان؛ من که کاره ای نیستم و سروری و سالاریت از زبان من گفتن برایم بسی پر ارزش؛ اما دیگر بیا... خواستی ما نبینیمت و بیایی هم حرفی نیست؛ با اینکه دلمان میخواهد ببینیمت اما جانمان فدای آمدنت ؛فقط بیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

امام زمان


برچسب‌ها: آقا, امام زمان

[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:42 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

سرباز فداکار امام خامنه ای...

 

قاسم سلیمانی


برچسب‌ها: قاسم سلیمانی

[ یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ ] [ 0:14 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

 

سال های زیادی می گذرد و همچنان گلزار شهدای شهر مان آرزوی تغییر و تحولی در ظاهر و بنایش به دل دارد و در این میان جدیداً مشاهده می گردد برخی تغییرات در ساختمان های اطراف آن نیز در حال رخ دادن است . این قضیه از آنجایی شروع شده است که اگر در خیابان کنار گلزار شهدا به سمت چهار راه شهرداری حرکت کنید می بینید که چگونه آجر و سیمان هایی که با پول بیت المال روی هم گذاشته شده اند و روزی قرار بود مرکز ترویج فرهنگ شهیدان راه حق قرار بگیرد ، در حال تخریب و تغییر کاربری هستند. تخریبی که به وضوح پیداست برای ایجاد مغازه و یا مرکزی تجاری در حال رخ دادن است(ان شالله حدس ما درست باشد) .

حال که این تغییرات دیده شده است چندین سوال بدون جواب(البته با جواب) رخ پیدا کرده اند و لازم است آنانی که مسئول هستند با پاسخ گویی به آنها هم نزد مردم و هم نزد شهدا روسفید گردند.

اول اینکه چرا از روز اول این ساختمان را اینجا بنا نمودید که حالا مجبور باشید بیت المال را تخریب نمایید؟ مگر طرح و برنامه ای برای احداث این ساختمان فرهنگی و دینی وجود نداشت؟ گرچه ما از هزینه های ساخت و همین تخریب بی خبریم اما آنچه از اوضاع مخارج این زمانه می دانیم این است که هزینه زیادی در حال اسراف است. خوب نبود همان روز اول جای مناسبی برای ساخت ساختمان فرهنگی در حال تخریب انتخاب می کردید که اکنون مجبور به تیشه زدن به آن نباشید؟ ما با تغییر کاربری مخالف نیستیم و تازه خوب است که از بهترین زمین های شهر و مساعد ترین آنها به نحو احسن استفاده کرد و درآمد هایی برای امورات گلزار شهداء بدست آورد اما با بی تدبیری مخالفیم.

دوم،آیا وقتی این تغییر کاربری را می دهید به فکر جایگزین آن هستید؟ ماییم همین گلزار شهداء که چند صباحی همه با هر دیدگاه و طیفی در آن حاضر می شوند و صلواتی می فرستند، حال آیا اندیشیده اید که تنها مرکز فرهنگی منتصب به این شهدا کجا باید تاسیس گردد؟ اطراف گلزار که ساختمان است و قبرستان!!!جایی هم برای تاسیس بنا نیست! فقط می ماند طبقه دوم همین دکان های در حال ساخت که آن هم مطمئنا در این بازار  جنگ فرهنگی نمی تواند مرکزی باشد برای فرهنگ سازی.گلزار شهدای شهر لردگان

سوم،می توان امید داشت که بعد از این تغییرات کسی هم به سراغ آن دو گمنام خمینی برود و بارگاهی بر قبرشان بسازد؟ یا نکند اینجا چون قرار است منبع سود و درآمد گردد مورد توجه قرار گرفته است؟ چرا بعد از گذشت چند سال هنوز شهدای گمنام ما بدون بارگاه هستند؟

چهارم، چند متر لوله کشی و ایجاد یک سنگر برای رزمندگان دفاع مقدس چقدر کار می برد؟ الان که دیگر "صدامی" نیست که روی سرمان خمپاره بریزد و نشود کانال ایجاد کرد( که البته آن روزگاران زیر همان خمپاره ها کانال ها کندند). گلزار شهدای شهرمان خدای نکرده نشود همانند قبر آن شهید عزیزی که کسی نیست سالی یک بار درختانش را حرس کند و آشغال های دور مزارش را جمع کند، همان قبر شهیدی که فقط برادر ناتوان و معلول ذهنی اش به او سر می زند و قرش را آبی می کشد! آقایان ساختمان های نیمه کاره ای ساخته اید و رهایشان کردید که هر جانواری چه حیوانی و چه انسانی از خلوتشان استفاده کند و در خفا دست به نااهلی ها بزند. تا کنون ندیده اید چه کسانی در آن خفا خانه ها تردد دارند؟ مذکر و مونث ها را با هم ندیده اید؟ وای که شرمنده ایم از شهدا که برخی شب ها همسایگانشان اینها می شوند.

نکته آخر اینکه این تغییر کاربری خدایی نکرده نشود مغازه هایی برای هر معامله و کاری! آقایان یادشان باشد این مکان منتصب به شهداست و جز راه شهدا نباید در این زمین کاری صورت گیرد. حال که قرار بر این شد همتتان اینجا بلند نشان داده شود حداقل برنامه ای بریزید تا محل جدید آبرو دار شهدا باشد. یاران امید این است نوشته هامان را به دیده نقد بگیرید و آستینی بالاتر بزنید تا کارمان در آن دنیا گیر چند آجر و خشت نباشد... یا حق

 


برچسب‌ها: شهدا, گلزار, گمنام, تغییر کاربری, فرهنگ

[ شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 23:4 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

 

مدت زمانیست متخیله ام  رو به سردی نهاده است، گویی دستم برای جایی ثنا گو شده است و من نالان از ناتوانیم در وصال . سینه ای  دارم که رنگ پر شدنش رو به قرمزی نهاده است و دوست دارم باشد کسی که بنشیند و بشنود از من آنچه می توانم بگویم...درد هایم از نگفتن نیست از نبودن اویی است که بشنود و کاری بکند ؛شده است همه جا دورنگی و نیرنگ و من نمیدانم چرا با همه ی آغشتگیم به این ادمها باز نمی توانم تحملشان کنم انانی که حتی برای راه رفتنشان هم دنبال دورنگی هستند.http://tahlileaval.blogfa.com/

باور نمی کردم روزی آنی بشوم که کنون تجربه گر آنم، من دنبال ادامه بودم،اکنون هم هستم اما گویا انسان ها نمی خواهند بفهمند ،البته می فهمند و نمی فهمند. شریعت و دیانت را کنار گذاشته اند، عقلانیت را راهی سفر نموده اند و تدبیر را بازیچه خواسته های یک طرفه کرده اند و این است درد من. پایبند به چه هستند؟ دموکراسی! نه! زندگی یعنی احساس ؛ آنوقت برخی ها رنگش را با چیزهای دیگر سیاه کرده اند. چند صباحی امده ایم برای جلب رضایت معبود ولی وای بر ما که چند صباحمان شده است نارضایتی مخلوق.

کاش خواب بودم و کسی می آمد آرام صدایم می زد و می گفت همه خوب شده اند!!! آنوقت من هم معبودم را نگاهی می کردم و با همین دستهایی که برای قنوت عرضه بالا آوردنشان را ندارم ،ثنا می کردم و می گفتم:خدایا چرا از ابتدا خوابم نمی کردی تا کنون را نظاره نمایم؟!!! نگویید ناشکر است؛شاکرم به درگاهش اما باز هم شاکرم اما باز هم ...  و این سلسله ادامه دارد.

او خوب است ؛یعنی ذاتش خوبی است ؛سنگینی دم و بازدم من از آنهایی ست که نمی توانند برای او باشند و اما آوازشان گوش افلاک را کر کرده است. بزرگم می گوید کی می شود همه جا صلح باشد؟!! می گویم وقتی نائبش بیایید اما مگر می گذارند این ادمها که حرف من زود تر ثمر دهد و بزرگم آرام نفس هایش را بکشد... آهای آنهایی  که نمی گذارید انهای دیگر زیبا زندگی کنند و با خواسته های نفسانیتان فکر می کنید بهترین سنگ ها را بنا می نهید؛بدانید تا ان هنگام که موریانه ای نزد خدا از دستتان ناله می کند ؛وصالتان به حق نارسایی دارد؛ چه برسد به اینکه آدمیان شما را روز و شب نماد ناامیدی خود بدانند. شما  شده اید مسبب بزرگترین گناه برخی ها، مگر نه این است که ناامیدی گناه بزرگی است؟ فکری به حال خود بکنید...گمانم بر این بود کس دیگر بهتر می فهمد ولی نمیدانم چرا این ریشه دوانی در خیلی ها اثر کرده !!! کس دیگر هم شده است همانند کسان دیگر. تو را به خدا برا خدا باش! تو که نه، همه برای خدا باشند. شیخ گذشته خیاط را ملاقات نمایید در نوشته ها! ببینید برای خدا بودن او را چه کرد! با خدا باشید! برای خدا کار کنید و برای خدا قلم بزنید ! برای او دستور دهید و بدانید که او ؛همانیست که قدرت فرمان به شما داده است. نفرین گر نیستم اما شما را وامیگذارم به خدایم! خدایی که خدای همه است و حال خود دانید و او...

 


برچسب‌ها: خدا, معبود, بنده, آدم, انسان

[ جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 13:26 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

حسین کشتکار / شب هجران

شد شب هجران، خواهر نالان

کم نما افغان، با دل سوزان

 

فردا به دشت کربلا زینب ای زینب

گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب

 

چون شود فردا، می روم میدان

تا شوم اندر، خاک و خون غلطان

 

از غم مکن شیون بپا زینب ای زینب

با ناله و شور و نوا زینب ای زینب

 

سیر بنگر بر، این رخ گلگون

چون شود فردا، غرقه اندر خون

 

دیگر نمی بینی مرا زینب ای زینب

خونم بریزند اشقیاء زینب ای زینب

 

می شوم کشته، با همه یاران

جسمها پر خون بی کفن عریان

 

از ما نماند کس بجا زینب ای زینب

جز عابدین در خیمه ها زینب ای زینب


برچسب‌ها: زینب, شب هجران

[ دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ 18:30 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

فلانی در لاین نوشته است : ریحانه جباری را اعدام کردند و قبلش ... ، فلانی نوشت : دختر باکره را که اعدام نمی کنند و در اسلام باید قبل از اعدام ... ، دیگری عکسی از یک کتاب گذاشته است که در تیتر آن آمده است: تعدادی از پاسخ های شرعی استاد ... به سوالات اصحاب ولایت در زمینه جنسی و در متنش نیز آورده بود که دختر باکره قبل اعدام ... .

و این ها جرقه ای بود از نوشتن آنچه "بغض نامه" نامیده می گردد. گرچه جواب سوالم را می دانم ولی باز می نویسم که چه بر سر این ملت آمده که اینگونه می نویسند و اینگونه انتشار می دهند و متاسفانه برخی هاشان هم باور می کنند؟؟؟ چند صباحی ست موضوعاتی مختلف را پیش کشیده اند تا بتوانند به اهدافشان برسند و من،تنها این را میدانم سکوت جایز نیست !!! فضای مجازی و لاین و واتس اپپ و چندین کوفت و زهر مار دیگر شده اند جولانگاه اخبار کذب و دروغ که منبعی آشکار دارند و متاسفانه واسطین فراوان !!! کمترین هزینه را آنها خرج می کنند و بزرگترین ضرر ها را به ما و مملکت ما وارد می کنند.

تازه این داستان آن دختر بیچاره تنها یکی از مصادیق فرافکنی های ایجاد شده است! گرچه جواب این را هم می دانم اما برخی ها آنقدر اسید پاشی را ترویج دادند تا کشور و نظام را به چالش کشیدند. چالش حقیقتی است انکار ناپذیر که نه در کشور ما و بلکه در هر کشور دیگری نیز شاید رخ بدهد و چرایی آن نیز برایمان معلوم است و باز هم همین فضای مجازی محیطی بود برای توطئه و نیرنگ.

جالب انکه در بیشتر موارد افراد نمی دانند چه چیز را برای همدیگر می فرستند. برخی ها کارشان شده است تا جمله و یا عکس و ... ای با مضمون مخالفت با نظام پیدا می کنند سریع آن را برای همه می فرستند.به وقتش هم که شد همین ها شعار می دهند کردار نیک،گفتار نیک، پندار نیک....آقا، جان من حداقل به شعارهایتان پایبند باشید، ترویج اکاذیب و دروغ های بزرگ که خودتان هم نمیدانید چه معنی می دهند ،که نشد هنر!!! گرچه میدانم جنگ است و در جنگ هدف را مهم می دانید و همانند سالهای دفاع مقدس از هر راهی برای نابودی دین و ملت و نظام استفاده خواهید کرد اما دلم می خواهد بدانید که چه سربازانی شده اید شما ها که با هر کلیک و تایید و ارسالتان زخمی بر پیکره اسلام وارد می کنید.

مدتها گمان می کردم حضور من و امثال من در فضاهای گفته شده، شایسته نیست و سبب کمک به دشمن است اما وقتی دیدم حضرت آقا انگونه در جمع روحانیون و طلاب استان خراسان شمالی، فرمودند که سنگر ها را خالی نگذارید ، استوار و محکم پای در میدان گذاشتم :

رهبر معظم انقلاب فرمودند:

ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست. اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ مبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟

۱۳۹۱/۰۷/۱۹

البته خودمانیم ها،عجب جاییست این محیط ها، آنقدر شکیل و سازمان یافته طراحی شده اند که به محض ورود اگر ذره ای سست باشی تا سر وارد منجلابی می شوی که همه چیزت را می گیرد. نرم افزار هایی زنجیره وار و پیوسته که شاید ابتدا با هدف ارتباط ساخته شده اند اما اینک تبدیل شده اند به مهمترین پایگاه های جاسوسی و ضد اخلاقی و امنیتی.

نمی دانم به عنوان یک هم نوع و هم وطن ، افراد حق طلب و واقع بین و دیندار راستین را به این فضا ها دعوت نمایم یا نه!!! نمی دانم آنها نیز با ورودشان مجذوب ارتباطات جنس های مخالف می شوند و همین داشته های اعتقادیشان را از دست می دهند یا نه، اما از آن طرف هم تا زمانی که میدان را به دشمن بدهیم آنها جولان می دهند و سیراب شدن هم که در کارشان نیست! تشخیص با خود فرد است، قدرت ایمانتان را خودتان می دانید و خدایتان و پولادین بودن اعتقادتان نیز برگرفته از انجام فرائض تان است. اما فراموش نکنید خیلی از همین هایی که در این قبیل برنامه ها و نرم افزا رها فعالیت می کنند منتظر یک تلنگر شما هستند! یک نکته، یک واقعیت که اگر ساده و راحت بیان کنید آنها هم قانع می شوند.

قشر خاکستری ما در نرم افزارهای اینترنتی ،ارتباطی؛ بسیار فراوانند و اگر دست روی دست بگذاریم آنها نیز سیاه می شوند. به وضوح دیده ام جوانانی در استفاده از این برنامه ها آنقدر زیاده روی کرده اند که زندگی شان در حال فروپاشی است. آنقدر سرگرم می شوند که زن و بچه و خانواده برایشان می شود وقت استراحت! آنقدر شیفته ی نوشته ها و حق خواهی های باطل می شوند که حاضرند پشت به همه چیز کنند. اینجا هم شده است سلسله سالهای پس از انقلاب مان؛ روزگاری پس از انقلاب روی چادر کار کردند، بعد روی مانتو ها، بعد دامن و روسری و همچنان درکارند... در این فضا هم ابتدا روی جک و شوخی ها کار کردند و بعد نوشته های طعنه آمیز و تصاویر موهن و مستعجل و کم کم پخش اکاذیب و دروغ های ماهواره ای و بعد هم توهین به علما و دین و قرآن و ...

روزگاری می گفتند دشمن همان دشمن است و شیوه ها عوض شده، امروز من می گویم دشمن همان دشمن است و شیوه ها و میدان ها عوض شده.

گفتم دعوت نمی کنم اما می خواهم بدانید که اگر نیایید و حقیقت ها را برای هم وطنانمان نگویید و شبهاتشان را پاسخ ندهید ،شاید مدیون گردید!!! منظور تو هستی!!! تویی که هم اطلاعات صحیح و خوب داری و هم اراده قوی! وظیفه داری ذکات دانسته هایت را بدهی! وظیفه داری نگذاری فلان شخص باور کند که خودمان اسید ریختیم روی هم وطنمان! وظیفه داری متین و با وقار هم فکرانت را راهنمایی کنی تا آنها نیز متین و با وقار پاسخ دهند و حتی اگر فحش و ناسزا شنیدند باز هم بنویسند و پاسخ دهند و پاسخ دهند و ...

نگذاریم هم وطنانمان در جهل سایبری بسوزند...


برچسب‌ها: ریحانه جباری, لاین, جنگ نرم, واتس اپپ, ولایت

[ شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ 0:17 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

سلام..............

زنده م......ولی ...

[ جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 22:23 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

یک راست بروم سر اصل مطلب، آقایان اوضاع برنامه های صدا و سیما افتضاح است...

سلام، ببخشید که بدونه مقدمه گلایه و شکایت کردم،چون فکر کردم اینجوری میزان بحرانی بودن اوضاع بهتر حسسسسسسسسسس میشه! کل سیصد و شصت و پنج روز سال رو سپری می کنیم تا از رایج ترین تفریح امروزی خانواده ها، توی دو برهه از زمان استفاده کنیم. یکی ایام نوروز و یکی هم ماه رمضان. بقیه سال رو هم که واقعا از بس تکراری و بی روح به تصویر کشیدن، هیچ انتظاری نداریم. الان که ماه مبارک رمضان رسیده هم واقعا حیرانیم و نمیدانیم به کسایی که اصرار می کنن ماهواره بخرن و ما هم نصیحتشون می کنیم و راهنماییشون می کنیم که نخرن ،چی بگیم!!!!

واقعا این اوضاع برنامه سازی و مدیریت برنامه ست که توی صدا و سیمای ما شکل گرفته و دارد اجرا میشه؟؟؟؟

یه روزی خدا خدا می کردیم طرح دیجیتال هم توی شهر ماه راه اندازی بشه تا بتونیم تنوع برنامه داشته باشیم...ولی حیف از لحظه شماری ها... برنامه های تکراری و بی روح و فقط آنتن پر کن!!! من نمیدونم اگر این جام جهانی و والیبال نبود چیکار می کردیم!!؟!! آقایانی که سری توی سرا دارید یا اگر قراره روزی کاره ای بشید، با شما هستم!!! نذارید این روند ادامه داشته باشه... حدود بیست عدد کانال رو عوض کردم دوازده عددش مربوط به سخرانی یک نفره و دو نفره بود!!! بقیه هم داشتن تکرار برنامه هایی رو نشون می دادن که چند سالی هست تکرار میشن...

چرا میخواهیم از این طرف پشت بام نه افتیم و عقب عقب میریم تا از اون طرف به افتیم؟؟؟ تبلیغ دین،اجرا برنامه های دینی و مذهبی، کارشناسان دینی و این قبیل برنامه ها واقعا خوب و مورد نیاز هستند، اما ، به نظر شمای مسئول، وقتی یک جوان با این همه هجمه ی فرهنگی و اجتماعی و ضد دینی که بر افکارش سوار شده ،جلوی تلوزیون می نشینه و هر کانالی رو عوض می کنه و می بینه فقط و همیشه مسائل دینی داره تشریح میشه و یا برنامه ی خاص مذهبی داره نشون داده میشه،اون جوون چه فکری می کنه؟ اگر نمیدانید،من می گویم ،چون دیده ام چه می گوید و چی میخواهد؛ اولین حرفش این است ،همش شده همین ها! اه ، اونوقت میگن ماهواره نگیرید! مسخره ها... باور کنید این یکی از بهترین پاسخ هایی است ک شنیده ام ، بدتر از این ها را نمی شود نوشت ...

چرا به فکر سرگرمی و تفریح مردم به روش صحیح نیستید؟ من درس صدا و سیما نخوانده ام اما انتظار دارم آن کسی که قرار است نان این حرفه را بخورد برایش کاری هم بکند و دیگران هم بگذارند... حالا من بیایم و هی بگویم ماهواره بد است و بد است و مخرب!!! آقایان من و خیلی های دیگر هم بر اساس مطالعه و تحقیق و بررسی به این نتیجه رسیده ایم که ماهواره و امثال آن بد هستند اما آیا همه به یک شکل فکر می کنند و بررسی می کنند؟؟؟ به خدا نه!!! انتظار نداشته باشید با چند تا جمله و مثال ؛ جوان ها و فرزاندان مشتاق به ماهواره قانع بشوند و کوتاه بیایند و بروند دیش ها را بشکنند!!! تا جایگزین نیاورید چیزی عوض نخواهد شد!!! تا این اوضاع برنامه های صدا و سیماست همان آش و همان کاسه است... حالا بیایند کانال ها را به جای بیست تا بکنند صد تا!!! مهم برنامه هاست که اصلا تنوع و کاربردی ندارد...

من نمیدانم گذاشتن یک دوربین روی دوش چند نفر و ساختن چند مستند چقدر هزینه دارد! اما می دانم جمع زیادی از افراد میان سال و مسن سال ما عاشق همین مستند ها هستند! این یک نمونه است! آن کسانی که دارند تحقیق علمی و میدانی می کنند بیایند ببینند جوان های ما( همه ی جوان ها؛ نه فقط برخی ها!!!) چه می خواهند! تحقیق کنند! بررسی کنند! علم و دانششان را به کار بگیرند! بالاخره دارند درسش را می خوانند، به هر روشی که بلدند به مسئولانشان برسانند که جوانان ما به فلان برنامه ها علاقه دارند، خوب بیایند کمی چاشنی را کم و زیاد کنند و همان را بسازند،اصول را هم رعایت کنند! نه اینکه تا چیزی می شود بیایند یک برنامه با ماهیت مسخره بازی و یا از آن طرف برنامه ی دینی یک طرفه بسازند و همه را زده کنند...

این را همه گفته اند و من هم می گویم ، مگر ما کم اسطوره و بزرگ و الگو در این کشور داریم؟ از رستم و شاهنامه و تاریخ ملی گرفته تا صدر اسلام و گذر زمان و بزرگان دین. از قوم و طوایف گرفته تا شهر و روستا هایمان! جنگ با آن همه عظمتش شده یک جمله: هشت سال دفاع مقدس!

نه خیر آقا جان، اینجوری نمیشود کار کرد! باید اصولی کار کرد...

واقعا نمی شود همان هزینه ای که برای ساخت یک فیلم کپی برداری شده از خارج کرد را برد توی شوخی های رزمنده ها؟ اینجوری هم طنز میشه و هم مذهبی! چرا برخی ها فکر می کنند ماه رمضان فقط برای پخش دعا و قرآن و جلسات و سخنرانی هاست؟؟؟ اخر اینجوری که مرز بندی ها بیشتر و فاصله ها بیشتر میشود! عزیزان باید مدیریت کرد!!!مدیریت ، تا نه سیخ بسوزد و نه کباب ...

 

صدا و سیمای این روز های ما...


برچسب‌ها: صدا و سیما, دین, ماه رمضان, برنامه

[ دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۳ ] [ 22:57 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

چند زیرنگاره برای آنها که باید بدانند ولی هیچ وقت نمی خواهند بدانند:

 

***************************

وقتی دلت می گیره...

وقتی از اینترنت و اونترنت و وای فای خسته میشی...

وقتی دلت یه نفس سیر کشیدن توی یه هوای باز میخواد...

فکرت میره سمت یه پارک،یه چشمه،چند تا درخت و سر و صدای بچه ها ...

اما ...

چی بگم که توی شهر ما ، از این همه آب و نعمت خدا، وسط مرکز شهر؛ فقط و فقط بوی تعفن و کثافت میاد...

واقعا دلگیرم از همشهری بودن با مسئولینی که باید ببینن و بدونن ولی می بینن و نمیدونن...

 

******************************

 

هدف تو هر کاری مهمه...

بعضی وقتها میگیم: نیت خیره...

همه با هم با هزار امید و آرزو مگیم : خوبه...

اما یادمون نره یه خانه بهداشت با چند تا مراجعه کننده بهتره از یه مسجده که نماز خون نداشته باشه...

آقایان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تو رو به خدا دقت، فقط و فقط دقت کنید...

همین...

 

*******************************

 

می گفتن میخواد کاندید بشه...

وجناتش که میخورد و اما درایتش: انا فی شک...

گذشت و آقا کاندید شد...

غروبها مسجد محلمون مزین به حضورش یود...

کاندید شد ولی منتخب نشد...

حالا هم مسجدمون از فراقش گریانه...

برادر من فقط و فقط برای خودت و خدات بیا مسجد نه برای ...

 

*****************************

 

خیلی تلاش کرد تا تونست یه کار پیدا کنه...

خیلی چیزها نخورد تا تونست یه سر پناه بسازه...

دلش یه دور زدن با ماشن سرکارگرش خواست...

بعضی وقتها هم شب ها خواب زیارت مشهد رو می دید...

اما حالا...

 فقط دلش میخواد حقوقش رو بریزن حسابش...

فقط و فقط برا شکم خودش و زن و بچه ش...

آقای سرکارگر و مسئول...

فریاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

http://tahlileaval.blogfa.com/post/44/%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%B7

 


برچسب‌ها: اینترنت, پارک, بهداشت, کاندید, سرکارگر

[ چهارشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 22:50 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

 

خیلی وقته دارم التماسش می کنم که اگه میتونه برام یه کاری بکنه...

دلم میخواد هرچی زود تر ...

داداشی یه قولایی داده...

شما هم دعا کنید...


برچسب‌ها: دعا

[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 11:50 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

« بسم رب الشهدا »

     حدود نه ماه از شروع تغییرات اساسی در سیستم مدیریتی ایران اسلامی گذشته است و مدیریت حاکم با اعتماد به آنچه پشتوانه ملی خوانده می شود دست به تغییراتی هم در ماهیت اداره کشور و هم در ظاهر آن زده است. تغییراتی که از دیدگاه نظریه پردازان سیاست مدیریت کلان، خصوصا در کشور ما ایران، امری مرسوم می باشد.

روال سابق به ویژه از دوره ی تکنوکراتیک تاکنون بر این منوال گذاشته شده است که جناح ها و افراد مورد تایید آنها زمانی که به قدرت می رسند، به منظور پیاده کردن تفکرات و آرمانهایشان ،چینش مدیران بالادست را به نحوی انتخاب می کنند که بتوانند در دوره ی زمامداری شان از آنها نهایت بهروری را داشته باشند.( بهره وری به سبک تفکرات خودشان). و این مدل سیاست ورزی میان سایر کشور ها دارای سابقه و جریان می باشد که به تناسب مکان و زمان های مختلف دارای فراز و فرود هایی می باشد. اما در اینجا نبایست فراموش کرد که تغییر و جایگزینی نمی تواند تنها راه ارائه برنامه و تنها راهبرد کنترل امور باشد زیرا که در میان این فراز و فرود ها آنجا که ضرری حاصل می شود، برای مردم است و مردم هم در نهایت سیاست ورزیشان ، با سیاست خود را بیگانه می دانند.(عموم مردم) چه بسا مدیران و دست اندر کارانی تغییر می کنند که بنیانگذار کارهایی ریشه ای و بنیادی هستند و در جریان این تغییرات همه ی تلاش ها و سرمایه گذاری های مادی و تئوری شان بر باد می رود. همانگونه که دسته جمعی سوار کردن کار درستی نیست ، دسته جمعی پیاده کردن هم نمی تواند کار درستی باشد.

گرچه موضوع مد نظر خاصه نحوه ی چینش ها نیست و مقوله ی فرهنگ؛ موکد بر این نگاره می باشد اما در مقدمه مناسب بود که بدانیم این نوع تغییرات می تواند دلیل ریشه ای برخی درد و دل ها در زمینه فرهنگ عمومی و فرهنگ در حال حاکم شدنِ، کنونی باشد. رویِ سخن؛ متضاد با آنچه خواننده برداشت می کند؛ به جای سیستم مدیرتی حاکم، با دیگر اقشار اثر گذار و توانمند می باشد. زیرا نمی توان انتظار داشت و قبول کرد که برنامه های ارئه شده و در حال جریان، بدون فکر قبلی و سرمایه گذاری اولیه است. پس آنها که فکر کرده اند و سرمایه گذاری کرده اند مطمئناً برای رسیدن به هدف و خواسته هایشان برنامه ریزی نیز کرده اند. و تغییر در اندیشه این تئوری گردان ها ازحیطه این نوشته و توان این مطلب چه بسا به دور باشد. در طرف دیگر می توان با گوشزد کردن برخی واقعیت ها، چشم ها و دل های بیدار و یا خفته را هشیار تر کرد تا آنها غافل نماند و نباشند.

می توانم به جرات تز بدهم، که ما عادت کرده ایم به نوش داروی بعد از سهراب بودن؛ و متاسفانه این مسئله زمانی درد محسوب می شود که نوش دارو وجود دارد ولی ما در مصرف آن تاخیر را جایز می نماییم. هنر این نیست که بعد از وقوع حوادث و رشد پیدا کردن ناخواسته های ضد ارزش، شروع به مقابله به آنها بپردازیم. هنر آن است که در ابتدایِ نابسامانی هایِ در حال بروز کنترل و درمان ریشه ای گردند و این امر زمانی روشن تر و مهم تر تلقی می گردد که هشدار ها داده شود و راهکار های بنیادی ارائه گردد. در مقوله فرهنگ نمی توان درنگ کرد و نمونه بارز درنگ ما نیز به وضوح در چند سال گذشته خودنمایی کرد و آن هنگام که چراغ های هشدار از شدت نور در حال انفجار بود دست به اقدام زدیم و گرچه قصد ناامیدی ندارم اما در برخی موارد کار از کار گذشته بود.

 رجوع به متن ها و مقالات مختلف می تواند در فهم این موضوع بسیار اثر گذار باشد و آن هم مقالاتی است که بعد از دوره ی اصلاحات توسط افراد مختلف نگاشته شد و همه به اتفاق غافل شدن از فرهنگ و هشدار های مقام معظم رهبری را مورد تایید قرار داده اند. همه نوشتند که شبیخون فرهنگی مد نظر رهبری به وجود آمد، همه نوشتند که انقلاب های مخملی ریشه دوانده اند، همه نوشتند که فرهنگ در حال نابودیست... . در این اجمال، تقصیر زمانی از گردن افراد کنار گذاشته می شود که همه باور کنیم غافل گیر شدیم.(با همه تذکرات رهبری) و همه به این نتیجه برسیم که در این سطح تجربه ای جدید بود. اما نکته اینجاست؛ اکنون چه؟ آیا باز هم می توان ده سال آینده را متصور شد که دور هم جمع شویم و بگویم فلان برنامه فرهنگی از ده سال قبل کلید خورده است؟ آیا نسل های آینده بعد از تجربه دوران اصلاحات از ما قبول خواهند کرد که دیر فهمیدیم؟ آیا آیندگان نمی پرسند که؛ ولی زمانتان این همه تذکر را برای چه به شما می داد؟ آیا با این تفاسیر، ده سال آینده باز هم مردم باید "نه دی" خلق کنند؟ و هزان آیای دیگر...

مفسران حوادث اواخر دهه هشتاد، بنیاد ها و گروه ها و نظریه پردازان را یک به یک به باد محاکمه قلم خویش گرفته و تا توانستند سوزن ها از انبار کاه در آوردند، اما کجایند همان مفسران که باز هم دارد ابتدای ده سال دیگری کلید می خورد! ده سال تا 87 و ده سال تا 88 و شاید ده سال تا 98 و این، نوعی خوش بینی است، زیرا تجربه همانگونه که برای ما راهکار است برای آنها هم راهکاریست و آنها هم بیکار ننشسته اند و روز به روز در شیوهای عملیاتیشان تغییراتی می دهند.

تاریخ نشان داده است که تذکرات و گوشزد های رهبر ایران اسلامی بیشتر در میانه و یا چند سال بعد از روی کار آمدن سیستم مدیریتی کلان می بوده، اما امسال مشاهده می شود که فرهنگ به وضوح و بعد از کمتر از یک سال؛ هوشیار باشِ مورد تاکید رهبری قرار گرفته است. گرچه می توان این تذکر و هوشیار باش را در ادمه تذکرات قبلی دانست ولی همیشه نباید اینقدر خوش بین نگاه کرد و من اعتقاد دارم ما باید درد های معظم له را جدی تر دریابیم. کمی اطرافمان را نظاره کنیم! به وضوح روی کارآمدن بنیاد هایی را مشاهده می کنیم که تا چند وقت قبل سایت هایشان فیلتر بود. اگر کمی در جرایدمان نظر کنیم افرادی را تیتر می بینیم که چندین سال متهم ردیف اول فتنه 88 بودند. اگر کمی همین جراید را ورق بزنیم همان تیتر ها و توهین های را مشاهده می نماییم که در دوران اصلاحات به دین و امام و قرآن و مکتب ما نسبت داده می شدند. در دانشگاه های ما کسانی تریبون به دست گرفته اند که استاد شستشوی تفکرات جوانان پاک ایران اسلامی هستند و با همه ی اندوخته ای علمیِ غربی شان، در حال پیشرفت هستند. سردار قاسمی جالب گفت که دو نهادمان با همه ی اسمی که از ولایی بودنشان در جامعه وجود دارد کاملاً در کنترل و سیتره ی تفکرات غرب گرایانه اند و لابی ها در حال خشک کردن فرهنگ اسلامیِ آنهاست. 

 همانگونه که در ابتدا نیز اشاره شد، نحوه تغییر مدیران یکی دیگر از مدل های بروز، یک ده سال دیگر است . صدا و سیمای مان با ادعای فاطمی بودنش در عید امسال پا به میدان گذاشت اما افسوس که نام فاطمه تنها و تنها برای دل خوشی برخی ها بود. بازیگر زن تلوزیون ما دقیقا مانند یک مدل لباس ایتالیایی وارد سن می شود و مجری صدا و سیمای فاطمی ما با نحوه ی اجرایش؛ اسلامی بودن را از دایره سیما جدا می کند. کسانی مدعوِ ویژه یِ برنامه های نوروزی می شوند که سال ها متهم به تهیه سریال ها و برنامه های ریشه ایِ  ضد دینی بوده اند و جالب تر آنکه در همین قاب شیشه ای، مژده حضور دوباره می دهند و برخی ها هم نیش شان تا بناگوش باز می گردد. موسیقی ها و ترانه هایی پخش شده که با سبک و مضمونشان روی همه ی ترانه سرایان خارج از کشور سفید شد. به وضوح می توان دید، نادیده گرفتن برخی محدودیت ها که درست یا غلط بودنش را اینجا نمی توان مورد ارزیابی قرار داد؛ شیوه ی وزرا و مدیران کشوری ما می شود و چه مروجی بالا تر از مسئولین برای مردم وجود دارد.

   آیا با اندیشیدن در آنچه ذکر شد و نشد، نمی توان به این واقعیت دست پیدا کرد که دوباره قرار است در قبال نان و مرغ و پنیر، اصالت دینی و غیرت ملی مان به هراج گذاشته شود؟؟؟ گرچه نصیحت و تذکر صلاحیت می خواهد و داشتن آن توسط نگارنده این نوشته به هیچ وجه مشخص نیست؛ اما همه ی آنچه نوشته شد را می توان نوعی دلسوزی و یادآوری دانست تا اینکه، ده سال دیگر حسرت امروز و کارهای نکرده را نخوریم!!! نوش دارو را رهبری محیا کرده است پس تاخیر در آینده به هیچ وجه بخشیده نخواهد شد، و این را باید آنهایی بدانند که می توانند کاری بکنند ولو با یک نوشته ....


برچسب‌ها: فرهنگ, سیاست, ابران, رهبر, اصلاحات

[ سه شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 23:2 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

 

 

آقای ضرغامی سلام

 

با اینکه یک هزارم درصد احتمال نمی دهم  این متن را بخوانید ؛  اما  در حد یکی دو خط هم که شده می نویسم:

بعضی وقت ها می توان برخی چیزها را فدای چیز دیگر کرد... فکر نمی کنید می توان پخش نشدن یک سریال را فدای برخی اختلاف نظر ها کرد؟ آن هم در این برهه از زمان...حساب کدام دو دو تا چهار تا را می کنید...؟

کمی تفکر راه گشاست...

 


برچسب‌ها: ضرغامی, سریال

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:6 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

 

قلبی پر از سکوت ...

 

 

فریادی از وجود ...

 

 

آرامشم شده:

 

 

دیبای دیدنت ...


برچسب‌ها: قلب, وجود, دیدنت

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:45 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

مقاطع تحصیلی در ایران :

 

 

قبول نداشتن توافق نامه ژنو  =    بی سواد

 

نقد به توافق ژنو  =   کم سواد

 

توافق ژنو خوب است   =   دیپلم

 

توافق ژنو عالی است   =   فوق دیپلم

 

توافق ژنو خیلی عالی است   =   لیسانس

 

توافق ژنو محشر است   =   فوق لیسانس

 

توافق ژنو آخرشه بخدا   =   دکتری

 

 

 

توافق ژنو تسلیم قدرتهای جهان در برابر ایران   =   فوق دکتری


برچسب‌ها: ژنو

[ جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 0:36 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

چون کلیپ کامل و واضحه  ؛ منم چیزی نمی نویسم ...

در صورت تایید گسترش دادنش می تونه مفید باشه...

لطفا از لینک زیر دانلود کنید:

http://www.upiha.com/uploads/p66557__.rar

و یا از طریق لینک زیر

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=abfdbf604043cd21046bfe120c45ef26

یا حق


برچسب‌ها: فیس بوک, اسرائیل

[ جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:55 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

مجله اينترنتي دانستني ها ، عکس عاشقانه جديد ، اس ام اس هاي عاشقانه