اولین تحلیل

بصیرت واژه ایست که به اندازه کلمه تحلیل رویش ندارد.چرا؟

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ اولین تحلیل خوش آمد ميگويم ... بصيرت واژه ايست که به اندازه کلمه تحليل رويش ندارد.چرا؟...............................آيا انقلابيون نسل سومي شيفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت ...؟.......................شماره تماس :09379791714..............ايميل:baran8586@gmail.com..................اولين تحليل...... اگه خاطرخواه زياد داري ، معنيش اين نيست که فوق العاده بي نقصي! شايد خيلي ارزون قيمتي ... !!!

بسم رب شهدا

یک راست بروم سر اصل مطلب، آقایان اوضاع برنامه های صدا و سیما افتضاح است...

سلام، ببخشید که بدونه مقدمه گلایه و شکایت کردم،چون فکر کردم اینجوری میزان بحرانی بودن اوضاع بهتر حسسسسسسسسسس میشه! کل سیصد و شصت و پنج روز سال رو سپری می کنیم تا از رایج ترین تفریح امروزی خانواده ها، توی دو برهه از زمان استفاده کنیم. یکی ایام نوروز و یکی هم ماه رمضان. بقیه سال رو هم که واقعا از بس تکراری و بی روح به تصویر کشیدن، هیچ انتظاری نداریم. الان که ماه مبارک رمضان رسیده هم واقعا حیرانیم و نمیدانیم به کسایی که اصرار می کنن ماهواره بخرن و ما هم نصیحتشون می کنیم و راهنماییشون می کنیم که نخرن ،چی بگیم!!!!

واقعا این اوضاع برنامه سازی و مدیریت برنامه ست که توی صدا و سیمای ما شکل گرفته و دارد اجرا میشه؟؟؟؟

یه روزی خدا خدا می کردیم طرح دیجیتال هم توی شهر ماه راه اندازی بشه تا بتونیم تنوع برنامه داشته باشیم...ولی حیف از لحظه شماری ها... برنامه های تکراری و بی روح و فقط آنتن پر کن!!! من نمیدونم اگر این جام جهانی و والیبال نبود چیکار می کردیم!!؟!! آقایانی که سری توی سرا دارید یا اگر قراره روزی کاره ای بشید، با شما هستم!!! نذارید این روند ادامه داشته باشه... حدود بیست عدد کانال رو عوض کردم دوازده عددش مربوط به سخرانی یک نفره و دو نفره بود!!! بقیه هم داشتن تکرار برنامه هایی رو نشون می دادن که چند سالی هست تکرار میشن...

چرا میخواهیم از این طرف پشت بام نه افتیم و عقب عقب میریم تا از اون طرف به افتیم؟؟؟ تبلیغ دین،اجرا برنامه های دینی و مذهبی، کارشناسان دینی و این قبیل برنامه ها واقعا خوب و مورد نیاز هستند، اما ، به نظر شمای مسئول، وقتی یک جوان با این همه هجمه ی فرهنگی و اجتماعی و ضد دینی که بر افکارش سوار شده ،جلوی تلوزیون می نشینه و هر کانالی رو عوض می کنه و می بینه فقط و همیشه مسائل دینی داره تشریح میشه و یا برنامه ی خاص مذهبی داره نشون داده میشه،اون جوون چه فکری می کنه؟ اگر نمیدانید،من می گویم ،چون دیده ام چه می گوید و چی میخواهد؛ اولین حرفش این است ،همش شده همین ها! اه ، اونوقت میگن ماهواره نگیرید! مسخره ها... باور کنید این یکی از بهترین پاسخ هایی است ک شنیده ام ، بدتر از این ها را نمی شود نوشت ...

چرا به فکر سرگرمی و تفریح مردم به روش صحیح نیستید؟ من درس صدا و سیما نخوانده ام اما انتظار دارم آن کسی که قرار است نان این حرفه را بخورد برایش کاری هم بکند و دیگران هم بگذارند... حالا من بیایم و هی بگویم ماهواره بد است و بد است و مخرب!!! آقایان من و خیلی های دیگر هم بر اساس مطالعه و تحقیق و بررسی به این نتیجه رسیده ایم که ماهواره و امثال آن بد هستند اما آیا همه به یک شکل فکر می کنند و بررسی می کنند؟؟؟ به خدا نه!!! انتظار نداشته باشید با چند تا جمله و مثال ؛ جوان ها و فرزاندان مشتاق به ماهواره قانع بشوند و کوتاه بیایند و بروند دیش ها را بشکنند!!! تا جایگزین نیاورید چیزی عوض نخواهد شد!!! تا این اوضاع برنامه های صدا و سیماست همان آش و همان کاسه است... حالا بیایند کانال ها را به جای بیست تا بکنند صد تا!!! مهم برنامه هاست که اصلا تنوع و کاربردی ندارد...

من نمیدانم گذاشتن یک دوربین روی دوش چند نفر و ساختن چند مستند چقدر هزینه دارد! اما می دانم جمع زیادی از افراد میان سال و مسن سال ما عاشق همین مستند ها هستند! این یک نمونه است! آن کسانی که دارند تحقیق علمی و میدانی می کنند بیایند ببینند جوان های ما( همه ی جوان ها؛ نه فقط برخی ها!!!) چه می خواهند! تحقیق کنند! بررسی کنند! علم و دانششان را به کار بگیرند! بالاخره دارند درسش را می خوانند، به هر روشی که بلدند به مسئولانشان برسانند که جوانان ما به فلان برنامه ها علاقه دارند، خوب بیایند کمی چاشنی را کم و زیاد کنند و همان را بسازند،اصول را هم رعایت کنند! نه اینکه تا چیزی می شود بیایند یک برنامه با ماهیت مسخره بازی و یا از آن طرف برنامه ی دینی یک طرفه بسازند و همه را زده کنند...

این را همه گفته اند و من هم می گویم ، مگر ما کم اسطوره و بزرگ و الگو در این کشور داریم؟ از رستم و شاهنامه و تاریخ ملی گرفته تا صدر اسلام و گذر زمان و بزرگان دین. از قوم و طوایف گرفته تا شهر و روستا هایمان! جنگ با آن همه عظمتش شده یک جمله: هشت سال دفاع مقدس!

نه خیر آقا جان، اینجوری نمیشود کار کرد! باید اصولی کار کرد...

واقعا نمی شود همان هزینه ای که برای ساخت یک فیلم کپی برداری شده از خارج کرد را برد توی شوخی های رزمنده ها؟ اینجوری هم طنز میشه و هم مذهبی! چرا برخی ها فکر می کنند ماه رمضان فقط برای پخش دعا و قرآن و جلسات و سخنرانی هاست؟؟؟ اخر اینجوری که مرز بندی ها بیشتر و فاصله ها بیشتر میشود! عزیزان باید مدیریت کرد!!!مدیریت ، تا نه سیخ بسوزد و نه کباب ...

 

صدا و سیمای این روز های ما...


برچسب‌ها: صدا و سیما, دین, ماه رمضان, برنامه

[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 22:57 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

چند زیرنگاره برای آنها که باید بدانند ولی هیچ وقت نمی خواهند بدانند:

 

***************************

وقتی دلت می گیره...

وقتی از اینترنت و اونترنت و وای فای خسته میشی...

وقتی دلت یه نفس سیر کشیدن توی یه هوای باز میخواد...

فکرت میره سمت یه پارک،یه چشمه،چند تا درخت و سر و صدای بچه ها ...

اما ...

چی بگم که توی شهر ما ، از این همه آب و نعمت خدا، وسط مرکز شهر؛ فقط و فقط بوی تعفن و کثافت میاد...

واقعا دلگیرم از همشهری بودن با مسئولینی که باید ببینن و بدونن ولی می بینن و نمیدونن...

 

******************************

 

هدف تو هر کاری مهمه...

بعضی وقتها میگیم: نیت خیره...

همه با هم با هزار امید و آرزو مگیم : خوبه...

اما یادمون نره یه خانه بهداشت با چند تا مراجعه کننده بهتره از یه مسجده که نماز خون نداشته باشه...

آقایان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تو رو به خدا دقت، فقط و فقط دقت کنید...

همین...

 

*******************************

 

می گفتن میخواد کاندید بشه...

وجناتش که میخورد و اما درایتش: انا فی شک...

گذشت و آقا کاندید شد...

غروبها مسجد محلمون مزین به حضورش یود...

کاندید شد ولی منتخب نشد...

حالا هم مسجدمون از فراقش گریانه...

برادر من فقط و فقط برای خودت و خدات بیا مسجد نه برای ...

 

*****************************

 

خیلی تلاش کرد تا تونست یه کار پیدا کنه...

خیلی چیزها نخورد تا تونست یه سر پناه بسازه...

دلش یه دور زدن با ماشن سرکارگرش خواست...

بعضی وقتها هم شب ها خواب زیارت مشهد رو می دید...

اما حالا...

 فقط دلش میخواد حقوقش رو بریزن حسابش...

فقط و فقط برا شکم خودش و زن و بچه ش...

آقای سرکارگر و مسئول...

فریاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

http://tahlileaval.blogfa.com/post/44/%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%B7

 


برچسب‌ها: اینترنت, پارک, بهداشت, کاندید, سرکارگر

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 22:50 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

 

خیلی وقته دارم التماسش می کنم که اگه میتونه برام یه کاری بکنه...

دلم میخواد هرچی زود تر ...

داداشی یه قولایی داده...

شما هم دعا کنید...


برچسب‌ها: دعا

[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 ] [ 11:50 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

« بسم رب الشهدا »

     حدود نه ماه از شروع تغییرات اساسی در سیستم مدیریتی ایران اسلامی گذشته است و مدیریت حاکم با اعتماد به آنچه پشتوانه ملی خوانده می شود دست به تغییراتی هم در ماهیت اداره کشور و هم در ظاهر آن زده است. تغییراتی که از دیدگاه نظریه پردازان سیاست مدیریت کلان، خصوصا در کشور ما ایران، امری مرسوم می باشد.

روال سابق به ویژه از دوره ی تکنوکراتیک تاکنون بر این منوال گذاشته شده است که جناح ها و افراد مورد تایید آنها زمانی که به قدرت می رسند، به منظور پیاده کردن تفکرات و آرمانهایشان ،چینش مدیران بالادست را به نحوی انتخاب می کنند که بتوانند در دوره ی زمامداری شان از آنها نهایت بهروری را داشته باشند.( بهره وری به سبک تفکرات خودشان). و این مدل سیاست ورزی میان سایر کشور ها دارای سابقه و جریان می باشد که به تناسب مکان و زمان های مختلف دارای فراز و فرود هایی می باشد. اما در اینجا نبایست فراموش کرد که تغییر و جایگزینی نمی تواند تنها راه ارائه برنامه و تنها راهبرد کنترل امور باشد زیرا که در میان این فراز و فرود ها آنجا که ضرری حاصل می شود، برای مردم است و مردم هم در نهایت سیاست ورزیشان ، با سیاست خود را بیگانه می دانند.(عموم مردم) چه بسا مدیران و دست اندر کارانی تغییر می کنند که بنیانگذار کارهایی ریشه ای و بنیادی هستند و در جریان این تغییرات همه ی تلاش ها و سرمایه گذاری های مادی و تئوری شان بر باد می رود. همانگونه که دسته جمعی سوار کردن کار درستی نیست ، دسته جمعی پیاده کردن هم نمی تواند کار درستی باشد.

گرچه موضوع مد نظر خاصه نحوه ی چینش ها نیست و مقوله ی فرهنگ؛ موکد بر این نگاره می باشد اما در مقدمه مناسب بود که بدانیم این نوع تغییرات می تواند دلیل ریشه ای برخی درد و دل ها در زمینه فرهنگ عمومی و فرهنگ در حال حاکم شدنِ، کنونی باشد. رویِ سخن؛ متضاد با آنچه خواننده برداشت می کند؛ به جای سیستم مدیرتی حاکم، با دیگر اقشار اثر گذار و توانمند می باشد. زیرا نمی توان انتظار داشت و قبول کرد که برنامه های ارئه شده و در حال جریان، بدون فکر قبلی و سرمایه گذاری اولیه است. پس آنها که فکر کرده اند و سرمایه گذاری کرده اند مطمئناً برای رسیدن به هدف و خواسته هایشان برنامه ریزی نیز کرده اند. و تغییر در اندیشه این تئوری گردان ها ازحیطه این نوشته و توان این مطلب چه بسا به دور باشد. در طرف دیگر می توان با گوشزد کردن برخی واقعیت ها، چشم ها و دل های بیدار و یا خفته را هشیار تر کرد تا آنها غافل نماند و نباشند.

می توانم به جرات تز بدهم، که ما عادت کرده ایم به نوش داروی بعد از سهراب بودن؛ و متاسفانه این مسئله زمانی درد محسوب می شود که نوش دارو وجود دارد ولی ما در مصرف آن تاخیر را جایز می نماییم. هنر این نیست که بعد از وقوع حوادث و رشد پیدا کردن ناخواسته های ضد ارزش، شروع به مقابله به آنها بپردازیم. هنر آن است که در ابتدایِ نابسامانی هایِ در حال بروز کنترل و درمان ریشه ای گردند و این امر زمانی روشن تر و مهم تر تلقی می گردد که هشدار ها داده شود و راهکار های بنیادی ارائه گردد. در مقوله فرهنگ نمی توان درنگ کرد و نمونه بارز درنگ ما نیز به وضوح در چند سال گذشته خودنمایی کرد و آن هنگام که چراغ های هشدار از شدت نور در حال انفجار بود دست به اقدام زدیم و گرچه قصد ناامیدی ندارم اما در برخی موارد کار از کار گذشته بود.

 رجوع به متن ها و مقالات مختلف می تواند در فهم این موضوع بسیار اثر گذار باشد و آن هم مقالاتی است که بعد از دوره ی اصلاحات توسط افراد مختلف نگاشته شد و همه به اتفاق غافل شدن از فرهنگ و هشدار های مقام معظم رهبری را مورد تایید قرار داده اند. همه نوشتند که شبیخون فرهنگی مد نظر رهبری به وجود آمد، همه نوشتند که انقلاب های مخملی ریشه دوانده اند، همه نوشتند که فرهنگ در حال نابودیست... . در این اجمال، تقصیر زمانی از گردن افراد کنار گذاشته می شود که همه باور کنیم غافل گیر شدیم.(با همه تذکرات رهبری) و همه به این نتیجه برسیم که در این سطح تجربه ای جدید بود. اما نکته اینجاست؛ اکنون چه؟ آیا باز هم می توان ده سال آینده را متصور شد که دور هم جمع شویم و بگویم فلان برنامه فرهنگی از ده سال قبل کلید خورده است؟ آیا نسل های آینده بعد از تجربه دوران اصلاحات از ما قبول خواهند کرد که دیر فهمیدیم؟ آیا آیندگان نمی پرسند که؛ ولی زمانتان این همه تذکر را برای چه به شما می داد؟ آیا با این تفاسیر، ده سال آینده باز هم مردم باید "نه دی" خلق کنند؟ و هزان آیای دیگر...

مفسران حوادث اواخر دهه هشتاد، بنیاد ها و گروه ها و نظریه پردازان را یک به یک به باد محاکمه قلم خویش گرفته و تا توانستند سوزن ها از انبار کاه در آوردند، اما کجایند همان مفسران که باز هم دارد ابتدای ده سال دیگری کلید می خورد! ده سال تا 87 و ده سال تا 88 و شاید ده سال تا 98 و این، نوعی خوش بینی است، زیرا تجربه همانگونه که برای ما راهکار است برای آنها هم راهکاریست و آنها هم بیکار ننشسته اند و روز به روز در شیوهای عملیاتیشان تغییراتی می دهند.

تاریخ نشان داده است که تذکرات و گوشزد های رهبر ایران اسلامی بیشتر در میانه و یا چند سال بعد از روی کار آمدن سیستم مدیریتی کلان می بوده، اما امسال مشاهده می شود که فرهنگ به وضوح و بعد از کمتر از یک سال؛ هوشیار باشِ مورد تاکید رهبری قرار گرفته است. گرچه می توان این تذکر و هوشیار باش را در ادمه تذکرات قبلی دانست ولی همیشه نباید اینقدر خوش بین نگاه کرد و من اعتقاد دارم ما باید درد های معظم له را جدی تر دریابیم. کمی اطرافمان را نظاره کنیم! به وضوح روی کارآمدن بنیاد هایی را مشاهده می کنیم که تا چند وقت قبل سایت هایشان فیلتر بود. اگر کمی در جرایدمان نظر کنیم افرادی را تیتر می بینیم که چندین سال متهم ردیف اول فتنه 88 بودند. اگر کمی همین جراید را ورق بزنیم همان تیتر ها و توهین های را مشاهده می نماییم که در دوران اصلاحات به دین و امام و قرآن و مکتب ما نسبت داده می شدند. در دانشگاه های ما کسانی تریبون به دست گرفته اند که استاد شستشوی تفکرات جوانان پاک ایران اسلامی هستند و با همه ی اندوخته ای علمیِ غربی شان، در حال پیشرفت هستند. سردار قاسمی جالب گفت که دو نهادمان با همه ی اسمی که از ولایی بودنشان در جامعه وجود دارد کاملاً در کنترل و سیتره ی تفکرات غرب گرایانه اند و لابی ها در حال خشک کردن فرهنگ اسلامیِ آنهاست. 

 همانگونه که در ابتدا نیز اشاره شد، نحوه تغییر مدیران یکی دیگر از مدل های بروز، یک ده سال دیگر است . صدا و سیمای مان با ادعای فاطمی بودنش در عید امسال پا به میدان گذاشت اما افسوس که نام فاطمه تنها و تنها برای دل خوشی برخی ها بود. بازیگر زن تلوزیون ما دقیقا مانند یک مدل لباس ایتالیایی وارد سن می شود و مجری صدا و سیمای فاطمی ما با نحوه ی اجرایش؛ اسلامی بودن را از دایره سیما جدا می کند. کسانی مدعوِ ویژه یِ برنامه های نوروزی می شوند که سال ها متهم به تهیه سریال ها و برنامه های ریشه ایِ  ضد دینی بوده اند و جالب تر آنکه در همین قاب شیشه ای، مژده حضور دوباره می دهند و برخی ها هم نیش شان تا بناگوش باز می گردد. موسیقی ها و ترانه هایی پخش شده که با سبک و مضمونشان روی همه ی ترانه سرایان خارج از کشور سفید شد. به وضوح می توان دید، نادیده گرفتن برخی محدودیت ها که درست یا غلط بودنش را اینجا نمی توان مورد ارزیابی قرار داد؛ شیوه ی وزرا و مدیران کشوری ما می شود و چه مروجی بالا تر از مسئولین برای مردم وجود دارد.

   آیا با اندیشیدن در آنچه ذکر شد و نشد، نمی توان به این واقعیت دست پیدا کرد که دوباره قرار است در قبال نان و مرغ و پنیر، اصالت دینی و غیرت ملی مان به هراج گذاشته شود؟؟؟ گرچه نصیحت و تذکر صلاحیت می خواهد و داشتن آن توسط نگارنده این نوشته به هیچ وجه مشخص نیست؛ اما همه ی آنچه نوشته شد را می توان نوعی دلسوزی و یادآوری دانست تا اینکه، ده سال دیگر حسرت امروز و کارهای نکرده را نخوریم!!! نوش دارو را رهبری محیا کرده است پس تاخیر در آینده به هیچ وجه بخشیده نخواهد شد، و این را باید آنهایی بدانند که می توانند کاری بکنند ولو با یک نوشته ....


برچسب‌ها: فرهنگ, سیاست, ابران, رهبر, اصلاحات

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 23:2 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

 

 

آقای ضرغامی سلام

 

با اینکه یک هزارم درصد احتمال نمی دهم  این متن را بخوانید ؛  اما  در حد یکی دو خط هم که شده می نویسم:

بعضی وقت ها می توان برخی چیزها را فدای چیز دیگر کرد... فکر نمی کنید می توان پخش نشدن یک سریال را فدای برخی اختلاف نظر ها کرد؟ آن هم در این برهه از زمان...حساب کدام دو دو تا چهار تا را می کنید...؟

کمی تفکر راه گشاست...

 


برچسب‌ها: ضرغامی, سریال

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 ] [ 22:6 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

 

قلبی پر از سکوت ...

 

 

فریادی از وجود ...

 

 

آرامشم شده:

 

 

دیبای دیدنت ...


برچسب‌ها: قلب, وجود, دیدنت

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 22:45 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

مقاطع تحصیلی در ایران :

 

 

قبول نداشتن توافق نامه ژنو  =    بی سواد

 

نقد به توافق ژنو  =   کم سواد

 

توافق ژنو خوب است   =   دیپلم

 

توافق ژنو عالی است   =   فوق دیپلم

 

توافق ژنو خیلی عالی است   =   لیسانس

 

توافق ژنو محشر است   =   فوق لیسانس

 

توافق ژنو آخرشه بخدا   =   دکتری

 

 

 

توافق ژنو تسلیم قدرتهای جهان در برابر ایران   =   فوق دکتری


برچسب‌ها: ژنو

[ جمعه هجدهم بهمن 1392 ] [ 0:36 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

چون کلیپ کامل و واضحه  ؛ منم چیزی نمی نویسم ...

در صورت تایید گسترش دادنش می تونه مفید باشه...

لطفا از لینک زیر دانلود کنید:

http://www.upiha.com/uploads/p66557__.rar

و یا از طریق لینک زیر

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=abfdbf604043cd21046bfe120c45ef26

یا حق


برچسب‌ها: فیس بوک, اسرائیل

[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 22:55 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

امروز رفته بودیم  خونه  در حال ساخت داداشم برای ...

یه قبض برق رو زمین افتاده بود...

۱۰۰ تومان...

نمیدونم چی بگم...

ولی هزینه محاسبه و جوهر و چاپ و تقسیم بندی و توزیعش رو که حساب کردم...

به درایت و دلسوزی خیلی ها تو مملکت پی بردم...

 

اولین تحلیل


برچسب‌ها: قبض, برق, دلسوزی

[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 21:40 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

اینجا چند پوستر ناب و با کیفیت از رهبری که تو سایت راسخون پیدا کردم رو برا دانلود گذاشتم،امیدوارم علاقه منداش کیف کنن!

البته تعدادیش هم مربوط به سال ۹۱ میشه که حتما به بزرگواریتون می بخشید...مگه نه؟!!!

 

کلیک برای دانلود پوستر های امام خامنه ای


برچسب‌ها: رهبری, امام خامنه ای, پوستر, عکس ناب

[ سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 ] [ 22:5 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

داریم با هم برنامه مناظره شبکه یک رو می بینیم...

چون دعواشون شده جذابه...

حرفاشون هم جذاب تر...

از من پرسید : این همه به سر و کله هم می زنن فایده ای هم داره؟ اصلا کسی به حرفای اینها گوش میده؟

من...!!!

جواب ...!!!

مات ... مات ... موندم چی بگم!


برچسب‌ها: مناظره

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 18:48 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

جامعه ی کنونی ما بر گرفته از کنش ها  و واکنش هایست که با اثر گذاری بر هم به تناسب خود سبب اقتدار روز افزون گفتمان آزادی افکار و عقاید می گردد. و این در واقع همان چیزی ست که اثباتش برای عموم بشریت نیاز به تحرکات متفاوت دارد.سیاست و اجتماع از ادوار گذشته تا کنون یکی از اثرپذیر ترین موضوعات این تغییرات می باشند. مراد از این طرح بیان سیاست هایی ست که اجتماعات آنها را به نحوی تصدیق و یا نفی می کنند.

مردم به عنوان بنیاد های جامعه موثر ترین اثر گذاران حرکت های سیاسی اند و این امر در جوامع مختلف فرق دارد. ما نمی توانیم جوامعی که دیکتاتوری (پیدا و یا پنهان) در آنها بیداد می کنند را در زمره ی این اثرگذاران مذکور قرار دهیم زیرا وقتی شخص و یا اشخاص به تبعیت از دیگر تفکرات بزرگ گرا ،تصمیمی می گیرند و یا جامعه ای را هدایت می کنند ، بدون تردید آن جامعه را نمی توان موثر در سیاست دانست بلکه در آنجا فرد و یا افرادند که مهم تلقی می گردند نه اهل جامعه .

با قبول ابن امر که کشتی هر جامعه ای نیاز به نقشه و  راهنمایی برای حرکت دارد ، و تشبیه آن به جامعه حاضر ما، می توان بیان کرد که بر اساس نقشه ی راه اسلام، جامعه ی ما نیز در حال حرکت بر اساس حضور راهنمای تایید شده ی حق است و چون اجتماع در این نقشه ی راه بسیار مورد تایید قرار گرفته است ،حضور مردم در صحنه های محتلف نیز بسیار مورد تایید قرار گرفته است. گرچه برخی ها به دلیل امیال ضد تفکرات نظام نسبت سلب آزادی بیان و حرکت را به نظام می زنند اما آنچه مهم است حرکت هاست که در همین جامعه صورت می پذیرد و البته با پذیرش نقدهاشان، و این حرکت ها گاه به مرور زمان ایجاد کننده اجتماعات علنی می گردد که اجتماعات بر اساس هر عقیده و نظری برترین نمونه ی همبستگی ست( به شرط تداوم). حال بهتر است اینگونه بیان کرد که در جامعه ی ما مردم به پیروی از سیاست های اقتدار گری؛ ایجاد برخی اجتماعات می کنند. حاضرینی که بیانشان و نقدشان ، همه و همه در راستای فهمیدن داستان پیچیده ی سیاست است. زمانی که برای همراهی پیکر معمار انقلابشان جمع شدند، رکورد دار یکی از بزرگترین اجتماعات صلح آمیز جهان شدند. و گفتن این نکته بجاست که در نقشه ی راه همین جامعه ی کنونی بزرگترین اجتماع صلح آمیز جهان نیز ثبت شده است و آن حضور میلیونی مردم در کربلای معلاست. هدف سخن واضح است که در جامعه ی ما حتی اجتماعات نیز برگرفته از نقشه ی راه است. اگر حضور مردم برای تشییع پیکر معمار انقلابشان را با رنگ و بوی کمتری سیاسی بدانیم، نمونه بارز سیاست در اجتماعات و اجتماع برای سیاست را می توان واقعه ی نه دی دانست.

زمانی افراد برای بیان نظر خود به خیابان آمدند و آرام در حال شکل دادن به اجتماع و ابراز ایده ی سیاسی خود بودند ولی آن هنگام که در آن اجتماع رنگ و بوی نفوذ و کینه به میان آمد همین اجتماع از هم جدا شد و با پروسه ای چندین ماهه تبدیل به حاضرین چند نفری گردید. این بدان معناست که حرکتی که پایه اش و بنیانش به سمت ضد ارزش ها برود از هم می پاشد و حال اگر این حرکت مبنای سیاسی هم داشته باشد زودتر انحلال می یابد.

در مقابل این انحلال وقتی مردم ببینند حقیقت با همه ی گرد و قباری که در جامعه پاشیده شده در حال مظلوم شدن است، به دلیل ذات حق پذیرشان ،به صحنه می آیند و اجتماعی بزرگ برای حمایت از سیاست را رقم می زنند. نه دی در نظام جمهوری اسلامی یک نمونه اعلا و بارز برای حرکات اجتماعی ، سیاسی است. مهمترین علت این اهم بودن نیز خودجوشی و یکبارگی آن است که هیچ شخصی نتوانست و نمی تواند این حضور را منکر گردد.

گرچه هم مردم و هم نظام قدر دان این حرکت خودجوش هستند ولی آنچه مهم است دنبال کردن مسیر این جمع شدن هاست. اگر مردم دریابند که نتیجه حضورشان به مرور زمان در حال افول است مطمئنا برای حرکت های بعدی روحیه شان کمتر خواهد شد، لذا تداوم و گرامی داشت اینگونه حرکت ها ،حتی با بیان نام ایام، خود نقطه قوتی ست برای ادامه ی این کشتی تا رسیدن به سرمنزل مقصود.


برچسب‌ها: سیاست, اجتماع, جامعه, نه دی

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 10:31 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

ساعت 2 بود که رسیدم... جاتون خالی ...پذیرایی در حد تیم ملی...داشتیم نهار می خوردیم که گفتم شما نمی یاد نهار، فرمود دارم شام درست می کنم...!!! عجب... حالا از ظهرتا شب که خوردنی بود و خاطره و داستان و کمی هم سیاست...دیدم دارن سفره میندازن... گفتم شام که زوده!!!... فرمودن این سفره ی شب یلداست... رو هم رفته تخمین زدم همین سفره 100هزار تومن مخلفات داشت...خوردن که کوتاه نیومدیم ولی زیاد بود... بعد سفره شام... چون شب یلدا بود سفره هم 200 تومنی می ارزید اونم برا 8 نفر...من که مهمون بودم ...آخر سفره ،کمی در مورد اینکه خدایا همه رو امشب خوشحال کن دعا شد و اینکه جوونا خوشبخت بشن و ... گذشت و فقط یه چیز بود که من باید می گفتم: اگه ما همین سفره های شب یلدا رو به چند تا خونه فقیر بدیم، خوشحال میشن و دیگه دعا هم نمیخواد...ولی چه کنیم که دعا مون با عملمون دشمنن...!!!


برچسب‌ها: شب یلدا, مهمون, سفره

[ چهارشنبه چهارم دی 1392 ] [ 21:3 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

حالا اگه رو هم جمع می زدیم تعدادشون به شصت  نفر می رسید ... تعداد خانم ها رو نمی دونم... یعنی ندیدم... مسجد بزرگی بود...قشنگ و شیک... نبش چهار راه عطار...هوا خیلی سرد بود و خشک...منم دم غروبی گفتم برم قدمی بزنم و هوایی تازه کنم... تو کوچه بودم که صدای اذون بلند شد و پیش خودم گفتم ،میرم تا به یه مسجدی برسم... آخه اونجا برا یه شب مهمون بودم!... رفتم و رسیدم و با آب نسبتا گرم وضو گرفتم و رفتم نماز... دیر رسیدم تنهایی خوندم... تا اینجاش چسبید ولی مهم بعدش بود که منو به فکر انداخت... تو محله ی ما با همه ی نداری ها و جمعیت کم ،نزدیک همین تعداد نفرات میان مسجد والبته از نوع جوونشون ولی اینجا بر ا وضو آب گرم هست!!! ... ما که نداریم ... خوش به حالشون... شهر به این بزرگی که من حتی اسم خیابونشم نتونستم خوب یاد بگیرم، باید این تعداد اونم مسن سال مسجدی داشته باشه؟ حالا نگم که از وجناتشون معلوم بود یا طلبه ن یا نظامی...یه چندتایی کوچولو هم بود ولی خوب... کم بودن...پیش خودم گفتم : نکنه چون شب یلداس مردم اینجا نیومدن مسجد...!!! اولش ناراحت شدم که چرا به خاطر این شب مسجد خالی مونده ولی بعدش خوشحال شدم که امشب یه شب دیگه،حتما از فردا شب همه ی همشون میان مسجد و تا جایی که تونستم گمان بد به دلم راه ندادم... اینم از برکت شب یلدا بود که من بد گمان نشم!!!


برچسب‌ها: مسجد, نماز, شب یلدا

[ چهارشنبه چهارم دی 1392 ] [ 21:1 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

تا حالا دیدید کسی اونقد جو گیر بشه که جون یه موجود زنده رو برا نشون دادن خودش، بگیره؟

من دیدم...

خرگوش بیچاره ...

خدایا به کجا داریم می ریم...!!!

[ یکشنبه یکم دی 1392 ] [ 21:4 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]