X
تبلیغات
اولین تحلیل

اولین تحلیل

بصیرت واژه ایست که به اندازه کلمه تحلیل رویش ندارد.چرا؟

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ اولین تحلیل خوش آمد ميگويم ... بصيرت واژه ايست که به اندازه کلمه تحليل رويش ندارد.چرا؟...............................آيا انقلابيون نسل سومي شيفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت ...؟.......................شماره تماس :09379791714..............ايميل:baran8586@gmail.com..................اولين تحليل...... اگه خاطرخواه زياد داري ، معنيش اين نيست که فوق العاده بي نقصي! شايد خيلي ارزون قيمتي ... !!!

« بسم رب الشهدا »

     حدود نه ماه از شروع تغییرات اساسی در سیستم مدیریتی ایران اسلامی گذشته است و مدیریت حاکم با اعتماد به آنچه پشتوانه ملی خوانده می شود دست به تغییراتی هم در ماهیت اداره کشور و هم در ظاهر آن زده است. تغییراتی که از دیدگاه نظریه پردازان سیاست مدیریت کلان، خصوصا در کشور ما ایران، امری مرسوم می باشد.

روال سابق به ویژه از دوره ی تکنوکراتیک تاکنون بر این منوال گذاشته شده است که جناح ها و افراد مورد تایید آنها زمانی که به قدرت می رسند، به منظور پیاده کردن تفکرات و آرمانهایشان ،چینش مدیران بالادست را به نحوی انتخاب می کنند که بتوانند در دوره ی زمامداری شان از آنها نهایت بهروری را داشته باشند.( بهره وری به سبک تفکرات خودشان). و این مدل سیاست ورزی میان سایر کشور ها دارای سابقه و جریان می باشد که به تناسب مکان و زمان های مختلف دارای فراز و فرود هایی می باشد. اما در اینجا نبایست فراموش کرد که تغییر و جایگزینی نمی تواند تنها راه ارائه برنامه و تنها راهبرد کنترل امور باشد زیرا که در میان این فراز و فرود ها آنجا که ضرری حاصل می شود، برای مردم است و مردم هم در نهایت سیاست ورزیشان ، با سیاست خود را بیگانه می دانند.(عموم مردم) چه بسا مدیران و دست اندر کارانی تغییر می کنند که بنیانگذار کارهایی ریشه ای و بنیادی هستند و در جریان این تغییرات همه ی تلاش ها و سرمایه گذاری های مادی و تئوری شان بر باد می رود. همانگونه که دسته جمعی سوار کردن کار درستی نیست ، دسته جمعی پیاده کردن هم نمی تواند کار درستی باشد.

گرچه موضوع مد نظر خاصه نحوه ی چینش ها نیست و مقوله ی فرهنگ؛ موکد بر این نگاره می باشد اما در مقدمه مناسب بود که بدانیم این نوع تغییرات می تواند دلیل ریشه ای برخی درد و دل ها در زمینه فرهنگ عمومی و فرهنگ در حال حاکم شدنِ، کنونی باشد. رویِ سخن؛ متضاد با آنچه خواننده برداشت می کند؛ به جای سیستم مدیرتی حاکم، با دیگر اقشار اثر گذار و توانمند می باشد. زیرا نمی توان انتظار داشت و قبول کرد که برنامه های ارئه شده و در حال جریان، بدون فکر قبلی و سرمایه گذاری اولیه است. پس آنها که فکر کرده اند و سرمایه گذاری کرده اند مطمئناً برای رسیدن به هدف و خواسته هایشان برنامه ریزی نیز کرده اند. و تغییر در اندیشه این تئوری گردان ها ازحیطه این نوشته و توان این مطلب چه بسا به دور باشد. در طرف دیگر می توان با گوشزد کردن برخی واقعیت ها، چشم ها و دل های بیدار و یا خفته را هشیار تر کرد تا آنها غافل نماند و نباشند.

می توانم به جرات تز بدهم، که ما عادت کرده ایم به نوش داروی بعد از سهراب بودن؛ و متاسفانه این مسئله زمانی درد محسوب می شود که نوش دارو وجود دارد ولی ما در مصرف آن تاخیر را جایز می نماییم. هنر این نیست که بعد از وقوع حوادث و رشد پیدا کردن ناخواسته های ضد ارزش، شروع به مقابله به آنها بپردازیم. هنر آن است که در ابتدایِ نابسامانی هایِ در حال بروز کنترل و درمان ریشه ای گردند و این امر زمانی روشن تر و مهم تر تلقی می گردد که هشدار ها داده شود و راهکار های بنیادی ارائه گردد. در مقوله فرهنگ نمی توان درنگ کرد و نمونه بارز درنگ ما نیز به وضوح در چند سال گذشته خودنمایی کرد و آن هنگام که چراغ های هشدار از شدت نور در حال انفجار بود دست به اقدام زدیم و گرچه قصد ناامیدی ندارم اما در برخی موارد کار از کار گذشته بود.

 رجوع به متن ها و مقالات مختلف می تواند در فهم این موضوع بسیار اثر گذار باشد و آن هم مقالاتی است که بعد از دوره ی اصلاحات توسط افراد مختلف نگاشته شد و همه به اتفاق غافل شدن از فرهنگ و هشدار های مقام معظم رهبری را مورد تایید قرار داده اند. همه نوشتند که شبیخون فرهنگی مد نظر رهبری به وجود آمد، همه نوشتند که انقلاب های مخملی ریشه دوانده اند، همه نوشتند که فرهنگ در حال نابودیست... . در این اجمال، تقصیر زمانی از گردن افراد کنار گذاشته می شود که همه باور کنیم غافل گیر شدیم.(با همه تذکرات رهبری) و همه به این نتیجه برسیم که در این سطح تجربه ای جدید بود. اما نکته اینجاست؛ اکنون چه؟ آیا باز هم می توان ده سال آینده را متصور شد که دور هم جمع شویم و بگویم فلان برنامه فرهنگی از ده سال قبل کلید خورده است؟ آیا نسل های آینده بعد از تجربه دوران اصلاحات از ما قبول خواهند کرد که دیر فهمیدیم؟ آیا آیندگان نمی پرسند که؛ ولی زمانتان این همه تذکر را برای چه به شما می داد؟ آیا با این تفاسیر، ده سال آینده باز هم مردم باید "نه دی" خلق کنند؟ و هزان آیای دیگر...

مفسران حوادث اواخر دهه هشتاد، بنیاد ها و گروه ها و نظریه پردازان را یک به یک به باد محاکمه قلم خویش گرفته و تا توانستند سوزن ها از انبار کاه در آوردند، اما کجایند همان مفسران که باز هم دارد ابتدای ده سال دیگری کلید می خورد! ده سال تا 87 و ده سال تا 88 و شاید ده سال تا 98 و این، نوعی خوش بینی است، زیرا تجربه همانگونه که برای ما راهکار است برای آنها هم راهکاریست و آنها هم بیکار ننشسته اند و روز به روز در شیوهای عملیاتیشان تغییراتی می دهند.

تاریخ نشان داده است که تذکرات و گوشزد های رهبر ایران اسلامی بیشتر در میانه و یا چند سال بعد از روی کار آمدن سیستم مدیریتی کلان می بوده، اما امسال مشاهده می شود که فرهنگ به وضوح و بعد از کمتر از یک سال؛ هوشیار باشِ مورد تاکید رهبری قرار گرفته است. گرچه می توان این تذکر و هوشیار باش را در ادمه تذکرات قبلی دانست ولی همیشه نباید اینقدر خوش بین نگاه کرد و من اعتقاد دارم ما باید درد های معظم له را جدی تر دریابیم. کمی اطرافمان را نظاره کنیم! به وضوح روی کارآمدن بنیاد هایی را مشاهده می کنیم که تا چند وقت قبل سایت هایشان فیلتر بود. اگر کمی در جرایدمان نظر کنیم افرادی را تیتر می بینیم که چندین سال متهم ردیف اول فتنه 88 بودند. اگر کمی همین جراید را ورق بزنیم همان تیتر ها و توهین های را مشاهده می نماییم که در دوران اصلاحات به دین و امام و قرآن و مکتب ما نسبت داده می شدند. در دانشگاه های ما کسانی تریبون به دست گرفته اند که استاد شستشوی تفکرات جوانان پاک ایران اسلامی هستند و با همه ی اندوخته ای علمیِ غربی شان، در حال پیشرفت هستند. سردار قاسمی جالب گفت که دو نهادمان با همه ی اسمی که از ولایی بودنشان در جامعه وجود دارد کاملاً در کنترل و سیتره ی تفکرات غرب گرایانه اند و لابی ها در حال خشک کردن فرهنگ اسلامیِ آنهاست. 

 همانگونه که در ابتدا نیز اشاره شد، نحوه تغییر مدیران یکی دیگر از مدل های بروز، یک ده سال دیگر است . صدا و سیمای مان با ادعای فاطمی بودنش در عید امسال پا به میدان گذاشت اما افسوس که نام فاطمه تنها و تنها برای دل خوشی برخی ها بود. بازیگر زن تلوزیون ما دقیقا مانند یک مدل لباس ایتالیایی وارد سن می شود و مجری صدا و سیمای فاطمی ما با نحوه ی اجرایش؛ اسلامی بودن را از دایره سیما جدا می کند. کسانی مدعوِ ویژه یِ برنامه های نوروزی می شوند که سال ها متهم به تهیه سریال ها و برنامه های ریشه ایِ  ضد دینی بوده اند و جالب تر آنکه در همین قاب شیشه ای، مژده حضور دوباره می دهند و برخی ها هم نیش شان تا بناگوش باز می گردد. موسیقی ها و ترانه هایی پخش شده که با سبک و مضمونشان روی همه ی ترانه سرایان خارج از کشور سفید شد. به وضوح می توان دید، نادیده گرفتن برخی محدودیت ها که درست یا غلط بودنش را اینجا نمی توان مورد ارزیابی قرار داد؛ شیوه ی وزرا و مدیران کشوری ما می شود و چه مروجی بالا تر از مسئولین برای مردم وجود دارد.

   آیا با اندیشیدن در آنچه ذکر شد و نشد، نمی توان به این واقعیت دست پیدا کرد که دوباره قرار است در قبال نان و مرغ و پنیر، اصالت دینی و غیرت ملی مان به هراج گذاشته شود؟؟؟ گرچه نصیحت و تذکر صلاحیت می خواهد و داشتن آن توسط نگارنده این نوشته به هیچ وجه مشخص نیست؛ اما همه ی آنچه نوشته شد را می توان نوعی دلسوزی و یادآوری دانست تا اینکه، ده سال دیگر حسرت امروز و کارهای نکرده را نخوریم!!! نوش دارو را رهبری محیا کرده است پس تاخیر در آینده به هیچ وجه بخشیده نخواهد شد، و این را باید آنهایی بدانند که می توانند کاری بکنند ولو با یک نوشته ....


برچسب‌ها: فرهنگ, سیاست, ابران, رهبر, اصلاحات

[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 23:2 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

 

 

آقای ضرغامی سلام

 

با اینکه یک هزارم درصد احتمال نمی دهم  این متن را بخوانید ؛  اما  در حد یکی دو خط هم که شده می نویسم:

بعضی وقت ها می توان برخی چیزها را فدای چیز دیگر کرد... فکر نمی کنید می توان پخش نشدن یک سریال را فدای برخی اختلاف نظر ها کرد؟ آن هم در این برهه از زمان...حساب کدام دو دو تا چهار تا را می کنید...؟

کمی تفکر راه گشاست...

 


برچسب‌ها: ضرغامی, سریال

[ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 ] [ 22:6 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

 

قلبی پر از سکوت ...

 

 

فریادی از وجود ...

 

 

آرامشم شده:

 

 

دیبای دیدنت ...


برچسب‌ها: قلب, وجود, دیدنت

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 22:45 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

مقاطع تحصیلی در ایران :

 

 

قبول نداشتن توافق نامه ژنو  =    بی سواد

 

نقد به توافق ژنو  =   کم سواد

 

توافق ژنو خوب است   =   دیپلم

 

توافق ژنو عالی است   =   فوق دیپلم

 

توافق ژنو خیلی عالی است   =   لیسانس

 

توافق ژنو محشر است   =   فوق لیسانس

 

توافق ژنو آخرشه بخدا   =   دکتری

 

 

 

توافق ژنو تسلیم قدرتهای جهان در برابر ایران   =   فوق دکتری


برچسب‌ها: ژنو

[ جمعه هجدهم بهمن 1392 ] [ 0:36 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

چون کلیپ کامل و واضحه  ؛ منم چیزی نمی نویسم ...

در صورت تایید گسترش دادنش می تونه مفید باشه...

لطفا از لینک زیر دانلود کنید:

http://www.upiha.com/uploads/p66557__.rar

و یا از طریق لینک زیر

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=abfdbf604043cd21046bfe120c45ef26

یا حق


برچسب‌ها: فیس بوک, اسرائیل

[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 22:55 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

امروز رفته بودیم  خونه  در حال ساخت داداشم برای ...

یه قبض برق رو زمین افتاده بود...

۱۰۰ تومان...

نمیدونم چی بگم...

ولی هزینه محاسبه و جوهر و چاپ و تقسیم بندی و توزیعش رو که حساب کردم...

به درایت و دلسوزی خیلی ها تو مملکت پی بردم...

 

اولین تحلیل


برچسب‌ها: قبض, برق, دلسوزی

[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 21:40 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

اینجا چند پوستر ناب و با کیفیت از رهبری که تو سایت راسخون پیدا کردم رو برا دانلود گذاشتم،امیدوارم علاقه منداش کیف کنن!

البته تعدادیش هم مربوط به سال ۹۱ میشه که حتما به بزرگواریتون می بخشید...مگه نه؟!!!

 

کلیک برای دانلود پوستر های امام خامنه ای


برچسب‌ها: رهبری, امام خامنه ای, پوستر, عکس ناب

[ سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 ] [ 22:5 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

داریم با هم برنامه مناظره شبکه یک رو می بینیم...

چون دعواشون شده جذابه...

حرفاشون هم جذاب تر...

از من پرسید : این همه به سر و کله هم می زنن فایده ای هم داره؟ اصلا کسی به حرفای اینها گوش میده؟

من...!!!

جواب ...!!!

مات ... مات ... موندم چی بگم!


برچسب‌ها: مناظره

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 18:48 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

جامعه ی کنونی ما بر گرفته از کنش ها  و واکنش هایست که با اثر گذاری بر هم به تناسب خود سبب اقتدار روز افزون گفتمان آزادی افکار و عقاید می گردد. و این در واقع همان چیزی ست که اثباتش برای عموم بشریت نیاز به تحرکات متفاوت دارد.سیاست و اجتماع از ادوار گذشته تا کنون یکی از اثرپذیر ترین موضوعات این تغییرات می باشند. مراد از این طرح بیان سیاست هایی ست که اجتماعات آنها را به نحوی تصدیق و یا نفی می کنند.

مردم به عنوان بنیاد های جامعه موثر ترین اثر گذاران حرکت های سیاسی اند و این امر در جوامع مختلف فرق دارد. ما نمی توانیم جوامعی که دیکتاتوری (پیدا و یا پنهان) در آنها بیداد می کنند را در زمره ی این اثرگذاران مذکور قرار دهیم زیرا وقتی شخص و یا اشخاص به تبعیت از دیگر تفکرات بزرگ گرا ،تصمیمی می گیرند و یا جامعه ای را هدایت می کنند ، بدون تردید آن جامعه را نمی توان موثر در سیاست دانست بلکه در آنجا فرد و یا افرادند که مهم تلقی می گردند نه اهل جامعه .

با قبول ابن امر که کشتی هر جامعه ای نیاز به نقشه و  راهنمایی برای حرکت دارد ، و تشبیه آن به جامعه حاضر ما، می توان بیان کرد که بر اساس نقشه ی راه اسلام، جامعه ی ما نیز در حال حرکت بر اساس حضور راهنمای تایید شده ی حق است و چون اجتماع در این نقشه ی راه بسیار مورد تایید قرار گرفته است ،حضور مردم در صحنه های محتلف نیز بسیار مورد تایید قرار گرفته است. گرچه برخی ها به دلیل امیال ضد تفکرات نظام نسبت سلب آزادی بیان و حرکت را به نظام می زنند اما آنچه مهم است حرکت هاست که در همین جامعه صورت می پذیرد و البته با پذیرش نقدهاشان، و این حرکت ها گاه به مرور زمان ایجاد کننده اجتماعات علنی می گردد که اجتماعات بر اساس هر عقیده و نظری برترین نمونه ی همبستگی ست( به شرط تداوم). حال بهتر است اینگونه بیان کرد که در جامعه ی ما مردم به پیروی از سیاست های اقتدار گری؛ ایجاد برخی اجتماعات می کنند. حاضرینی که بیانشان و نقدشان ، همه و همه در راستای فهمیدن داستان پیچیده ی سیاست است. زمانی که برای همراهی پیکر معمار انقلابشان جمع شدند، رکورد دار یکی از بزرگترین اجتماعات صلح آمیز جهان شدند. و گفتن این نکته بجاست که در نقشه ی راه همین جامعه ی کنونی بزرگترین اجتماع صلح آمیز جهان نیز ثبت شده است و آن حضور میلیونی مردم در کربلای معلاست. هدف سخن واضح است که در جامعه ی ما حتی اجتماعات نیز برگرفته از نقشه ی راه است. اگر حضور مردم برای تشییع پیکر معمار انقلابشان را با رنگ و بوی کمتری سیاسی بدانیم، نمونه بارز سیاست در اجتماعات و اجتماع برای سیاست را می توان واقعه ی نه دی دانست.

زمانی افراد برای بیان نظر خود به خیابان آمدند و آرام در حال شکل دادن به اجتماع و ابراز ایده ی سیاسی خود بودند ولی آن هنگام که در آن اجتماع رنگ و بوی نفوذ و کینه به میان آمد همین اجتماع از هم جدا شد و با پروسه ای چندین ماهه تبدیل به حاضرین چند نفری گردید. این بدان معناست که حرکتی که پایه اش و بنیانش به سمت ضد ارزش ها برود از هم می پاشد و حال اگر این حرکت مبنای سیاسی هم داشته باشد زودتر انحلال می یابد.

در مقابل این انحلال وقتی مردم ببینند حقیقت با همه ی گرد و قباری که در جامعه پاشیده شده در حال مظلوم شدن است، به دلیل ذات حق پذیرشان ،به صحنه می آیند و اجتماعی بزرگ برای حمایت از سیاست را رقم می زنند. نه دی در نظام جمهوری اسلامی یک نمونه اعلا و بارز برای حرکات اجتماعی ، سیاسی است. مهمترین علت این اهم بودن نیز خودجوشی و یکبارگی آن است که هیچ شخصی نتوانست و نمی تواند این حضور را منکر گردد.

گرچه هم مردم و هم نظام قدر دان این حرکت خودجوش هستند ولی آنچه مهم است دنبال کردن مسیر این جمع شدن هاست. اگر مردم دریابند که نتیجه حضورشان به مرور زمان در حال افول است مطمئنا برای حرکت های بعدی روحیه شان کمتر خواهد شد، لذا تداوم و گرامی داشت اینگونه حرکت ها ،حتی با بیان نام ایام، خود نقطه قوتی ست برای ادامه ی این کشتی تا رسیدن به سرمنزل مقصود.


برچسب‌ها: سیاست, اجتماع, جامعه, نه دی

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 10:31 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

ساعت 2 بود که رسیدم... جاتون خالی ...پذیرایی در حد تیم ملی...داشتیم نهار می خوردیم که گفتم شما نمی یاد نهار، فرمود دارم شام درست می کنم...!!! عجب... حالا از ظهرتا شب که خوردنی بود و خاطره و داستان و کمی هم سیاست...دیدم دارن سفره میندازن... گفتم شام که زوده!!!... فرمودن این سفره ی شب یلداست... رو هم رفته تخمین زدم همین سفره 100هزار تومن مخلفات داشت...خوردن که کوتاه نیومدیم ولی زیاد بود... بعد سفره شام... چون شب یلدا بود سفره هم 200 تومنی می ارزید اونم برا 8 نفر...من که مهمون بودم ...آخر سفره ،کمی در مورد اینکه خدایا همه رو امشب خوشحال کن دعا شد و اینکه جوونا خوشبخت بشن و ... گذشت و فقط یه چیز بود که من باید می گفتم: اگه ما همین سفره های شب یلدا رو به چند تا خونه فقیر بدیم، خوشحال میشن و دیگه دعا هم نمیخواد...ولی چه کنیم که دعا مون با عملمون دشمنن...!!!


برچسب‌ها: شب یلدا, مهمون, سفره

[ چهارشنبه چهارم دی 1392 ] [ 21:3 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهدا

حالا اگه رو هم جمع می زدیم تعدادشون به شصت  نفر می رسید ... تعداد خانم ها رو نمی دونم... یعنی ندیدم... مسجد بزرگی بود...قشنگ و شیک... نبش چهار راه عطار...هوا خیلی سرد بود و خشک...منم دم غروبی گفتم برم قدمی بزنم و هوایی تازه کنم... تو کوچه بودم که صدای اذون بلند شد و پیش خودم گفتم ،میرم تا به یه مسجدی برسم... آخه اونجا برا یه شب مهمون بودم!... رفتم و رسیدم و با آب نسبتا گرم وضو گرفتم و رفتم نماز... دیر رسیدم تنهایی خوندم... تا اینجاش چسبید ولی مهم بعدش بود که منو به فکر انداخت... تو محله ی ما با همه ی نداری ها و جمعیت کم ،نزدیک همین تعداد نفرات میان مسجد والبته از نوع جوونشون ولی اینجا بر ا وضو آب گرم هست!!! ... ما که نداریم ... خوش به حالشون... شهر به این بزرگی که من حتی اسم خیابونشم نتونستم خوب یاد بگیرم، باید این تعداد اونم مسن سال مسجدی داشته باشه؟ حالا نگم که از وجناتشون معلوم بود یا طلبه ن یا نظامی...یه چندتایی کوچولو هم بود ولی خوب... کم بودن...پیش خودم گفتم : نکنه چون شب یلداس مردم اینجا نیومدن مسجد...!!! اولش ناراحت شدم که چرا به خاطر این شب مسجد خالی مونده ولی بعدش خوشحال شدم که امشب یه شب دیگه،حتما از فردا شب همه ی همشون میان مسجد و تا جایی که تونستم گمان بد به دلم راه ندادم... اینم از برکت شب یلدا بود که من بد گمان نشم!!!


برچسب‌ها: مسجد, نماز, شب یلدا

[ چهارشنبه چهارم دی 1392 ] [ 21:1 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

تا حالا دیدید کسی اونقد جو گیر بشه که جون یه موجود زنده رو برا نشون دادن خودش، بگیره؟

من دیدم...

خرگوش بیچاره ...

خدایا به کجا داریم می ریم...!!!

[ یکشنبه یکم دی 1392 ] [ 21:4 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

یه سوال دارم که امیدوارم یه جواب بتونه قانعم کنه:

مقدمه:

شرکت مخابرات همراه اول تا میتونست و میتونه برای ADSL 2+ تبلیغ راه انداخت...  ما هم دیدیم شرایطش بد نبود ثبت نام کردیم...پهنای باند 256 ثبت نام کردم و تا حالا سه دوره هم هست که تمدیدش کردم... این دفعه که تمدید کردم بازم همون 256 رو خریدم ولی با کمال تاسف برای مخابرات ، نصف سرعت دفعات قبل به من خدمات میده... به 2020 که شده نقش همه دیوار ها ، زنگ زدم و جویا شدم : فرمودن : شرکت مخابرات قبلا لطف داشتن و دوبرابر حق قانونی به شما سرویس می دادن و حالا عشقشون کشیده هموم مصوب قانونیش رو بدن...!!!

آقای شرکت مخابرات چرا اول با سرعت بالا مشتری جذب می کنی و بعد اینجوری ضد حال میزنی؟

البته خوب میدونم این یه سیاسته که با تشویق مشتری جذب میشه و کم کم هدف پیاده...ولی ... این سیاستتون خدا می دونه چقد هزینه از مردم بالا می کشه...!!!

در هر صورت نه اینکه سرعت دو برابری که می دادید مناسب بود حالا اومدید کمش هم کردید... عجب به دنیاتون...!!!


برچسب‌ها: مخابرات, ADSL

[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 ] [ 12:17 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

بسم رب شهداء

 

گرچه در آغاز سخن پسندیده نیست با گلایه شروع کرد اما سالهاست این دو کلمه ، بر زبان من آرام گرفته است... مقتدر مظلوم.

برای شرح می توان اینگونه بیان نمود که بسیاری آنچه می گویند از روی ندانسته هایشان است و برخی هم از روی کم دانسته هایشان، و البته که این یک درد است که خیلی ها نمی خواهند بدانند و یاد بگیرند که سیستم حکومتی حاکم بر کشور جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر کشور هاست با چند تغییر بنیادی مفید و اثرگذار...

چون  ممکن است موضوعیتی در جملات با تیتر به وضوح پیدا نشود تنها چند نمونه بارز و مهم این تفاوت ها را بیان می نمایم ،شاید مفتحی باشد بر افکار پریشان و یا تکانی باشد برای آنها که خود را به خواب زده اند و نمی خواهند بیدار شوند. در کنون هر کشوری دارای تصمیم گیرنده گانی است که به واسطه علم و تجربه و در برخی جاها دین؛ بر مردم نظارت و یا سلطه و یا ریاست دارند و می توان پیدا نمود کشورهایی که حکومتشان در کنار مردم و حکم راهنما را دارند. یک سوال : آیا در کشورهای مدعی همچون ایالات متحده امریکا و یا بریتانیا کسانی نیستند که بر اساس دانسته هاشان در سیستم حکومتی قرار گیرند؟ مطمئنا به وضوح می دانید که هست و این یا در سلسله شورایی مطرح می گردد و یا در زمره فردی، همچون یک قاضی که در اخر رای را صادر می کند گرچه شاید دیگر قضات با او همکاری داشته باشند. و آیا  غیر از این است که در سیستم حکومتی جمهوری اسلامی ،هم شورا ها وجود دارند و هم فرد ، هم دین وجود دارد و هم علم، هم تجربه اثر دارد و هم مشارکت؟

خیلی ساده می توان بیان کرد که در سیستم حکومتی اسلام، زنجیر های مختلفی از مشارکت و هم رآیی از همین مردم سرزمین پارس دست به دست هم داده اند و کشور را هدایت می نمایند.کجای دنیا را می توان پیدا کرد که قوای مختلف بر هم نظارت داشته باشند و هیچ یک نتواند مدعی فوقیت را بر دیگری داشته باشد؟ کجای دنیا و کدام حکومت و یا ایالت را می شناسید که چندین شورا مشورت می کنند تا یک قانون به تصویب برسد، شورا های چند صد نفری تا چند نفری!!! آیا تا کنون به این امر فکر کرده اید که در حکومت جمهوری اسلامی هم خدا وجود دارد و هم فرد! آیا تا کنون به این اندیشیده اید که در کشور خلیج فارس هم ملی بودن ارج نهاده می شود و هم دینی بودن به آن شکل که ایرانی اسلامی مورد تایید است !

بزرگ کردن واژه ها مدلیست که مدتهاست پا در عرصه نظریه پردازان و مدعیان به اصطلاح روشنفکر(التقاطی و سکولار و موکداً الحادی ها) گذاشته است و توانسته اند اثراتی را نیز بگذارند و اما وظیفه است روشن گردانیم که نمونه آن ولایت وفقیه و یا کلمه ای چون مطلق و این امثال است. همانگونه که در بالا اشاره شده است حکومت ما همانند دیگر کشور هاست با این تفاوت که کامل تر و به روز شده با آخرین ورژن از ادیان است. می توان به جرات گفت که اگر به جای این کلمات چیز دیگری بود باز هم بودند افرادی که بزرگ نمایی کنند تا به اهدافشان برسند وگرنه این کلمات که چیزی جز سخن اسلام را نمی گویند!!!   

حال بجاست در ارتباط میان قوا و یا نهادهای موجود در کشور اینگونه بیان نمود که شاید اسماء مختلف باشد ولی آنچه مهم است ماهیت است که نظام ما همانند دیگر کشور ها نیازمند به نظارت امنیتی و قضاوتی ست و ما نام آن را قوه ی قضاییه  نهاده ایم و برای بررسی و مشخص شدن قوانین قوه ای به نام مقننه نام نهاده ایم که مجری آن  نیز قوه ی اجرائئه نام دارد. واین ها دقیقا شبیه به همان چیزهاییست که در همه کشور ها لازمه حکومت داری و مردم داریست.

اینکه برخی ها به دلیل عدم اطلاع صحیح، در جمهوری اسلامی مسئولیت ها را شخصی می نامند و نهاد مقدس رهبری را با چانه زنی های سیاسی لایه دار زیر سوال می برند ،چندان ناآشنا نیست خصوصا برای آنها که دغدغه هایشان جز اثبات حقیقت نیست! خیلی ساده به عقب بر می گردیم و نه در دهه های دور بلکه همین سالهای پس از انقلاب را ورق می زنیم. برخی ها که ماهیتاً و ذاتاً با ظهور یک نظام اسلامی در منطقه مشکل داشتند و چماق هاشان را برافراشته نگه داشتند؛ اینها که مشخص و معینند! اما بودند و هستند کسانی که از ابتدای انقلاب بهانه جو شدند تا اثبات کنند این انقلاب نیز یک نوع حکومت دیکتاتور سالار است و آنچنان بر طبل هاشان کوبیده اند که بیگانگان آنها را با احترامی مخفی پذیرفته اند. اما من یک سوال دارم: مگر در همین انقلاب یازده دوره ریاست جمهوری طی نشده است؟ مگر نه این است که دیدگاه و عملکرد  ریاست جمهوران انقلاب در لایه های مختلف تفاوت ها یی داشتند؟ مگر نه این است که هشت سال کشور در بوته فرهنگ آنچنان متحول شد که ماهیت ها رو به زوال نهاد و ریشه های فرهنگ و سنن رو به خشکی گروید؟مگر فراموش شده است آن هنگام که برخی ها سکان را به سمت سرمایه داری ها چرخاندند تا کشور را از ویرانی ها بیرون برند و البته که نیت ها را خدا داند اما آنچه مشخص است طرح ها و عملکرد هاست که مطمئنا امروز کاملا رد و مردودند؟ فراموش شده است دولت هایی که با شعار آمدند و کار کردند و برخی شعارهاشان نیمه کاره محقق شد و اما و اگر هایی را یدک کشیدند؟ و حال اصلی ترین سوال این است: مگر همه ی این آمد و شد ها در همین نظام و سیستم حکومتی نبود؟؟؟ جز این است که مردم ایران در انتخابات آزاد خود هر وقت دیدند مدیریتی ناکارآمد است آن  را با رای خود تغییر داده اند؟ و اگر دیکتاتوری در این پروسه پیدا شود باید به معنای این واژه شک کرد!!! ( البته ذکر این نمونه ها نمی تواند دلیلی بر عدم پیشرفت انقلاب باشد، چه بسا از آنجایی که انقلاب ما یک آرمان الهی و پاک در بالاترین قله های پیشرفت و رشد را دنبال می کند، درصدد برطرف نمودن این نمونه هاست تا دولت یار آماده سکان داری گردد. )

ولی فقیه

چرا مقتدر مظلوم؟

ابتدا باید شرح داد که واژه مظلوم با همه ی باری که دارد برای افرادی چون امام حسین(ع) به کار برده می شود و این می تواند دلیلی بر بالا بودن ارزش این کلمه باشد! و البته بر اساس ماهیت لغوی در این جا به دلیل نادیده گرفتن ارزش و اهمیت ولایت توسط برخی مدعیان به کار می رود! به وضوح روشن است ارزش هر چیزی در زمان نداشتن آن مشخص می گردد. مادامی که افرادی همچون دانشمند در نطق خود علی زمان بودن را از رهبر جامعه اسلامی نفی می کند ، باید مظلوم بودن امام حاظرمان را قبول کرد. او همان شخصیتی است که در بیانات خود در گذشته اهل تسنن را آنچنان به توپ بست که شیعه در اذهان بسیاری ها منفور شد و این چیزی جز ضرر برای جامعه اسلامی ارمغان نداشت و او همان کسی است که اکنون علی زمان بودن را نفی می کند!!! مگر نه این است که یک اختلاف اصلی دیدگاه ها در اهل تسنن و تشیع  همین قبول ولایت فقیه است؟ پس چرا افرادی این چنین سریع تغییر دید گاه پیدا می کنند؟ به حق که با حضور این افراد باید ولی فقیه را مظلوم دانست...

و اما مقتدر بودن که آن هم از سالاری و اقتدار مملکت ایرانی اسلامی هویداست. کجای تاریخ می توان یک انقلاب پیدا کرد که با هدایت ولی فقیه ظرف مدت سی و چهار سال آنچنان پیشرفت کند که دنیا آن را به عنوان یک ابر قدرت در میزهای مذاکره خود جای دهد؟ به حق رهبر ما مظلوم مقتدر است...

 

 


برچسب‌ها: ولایت, رهبری, نظام, ایران, تاریخ

[ جمعه پانزدهم آذر 1392 ] [ 12:19 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]

سم رب شهدا

با بچه ها قرار گذاشتیم بریم مسجد... جمع شدیم دور هم که بریم کجا و تا ساعت چند و ... بالاخره تصمیم گرفتیم بریم مسجد محل خودمون... چهارتایی رفتیم ...بین راه دوستم رو دیدم و گفت: نرو...بیا پیش خودم... ولی من برای عزا داری رفتم... مسجد بود ولی اهالیش اهل مسجد نبودن... هر کاری کردم به خوم بقبولونم بمونم نتونستم...با اینکه خودم قبول دارم که همین حضور برا امام حسین(ع) خیلی ارزش داره اما اینکه هیچ اثری از عزای حسین(ع) نمیدیدم آزارم می داد...گوشی داداشم رو گرفتم و به بهانه ش زدم بیروم ... بچه ها هم پشت سرم اومدن... اول گفتیم نمیریم جای دیگه ولی بعد راه افتادیم به سمت مسجد امام رضا(ع) ... دم در شلوغ بود...ولی کسی تو مسجد نبود... انگار دنیا زیر و رو شده ... ساعت 20 شده بود و هنوز مسجد به راه نبود... بازم دنده عقب... بین راه یکی از بچه ها پذیرایی گرفت و خوردیم و باز هم دلمون نیومد عزای حسین زهرا رو  نریم...رفتیم مسجد دیگه و محل دیگه...دم در مسجد دیدم هیئت زنجیر زنی داره تشکیل می شه... رفتیم پیششون... بالاخره قسمت شد و سینه ای زدیم...ولی هیئت هم هیئت های قدیم... نه اینجا که میکروفن قباله بعضی ها شده...زنجیر زنی شهرت شده...دنبال هیئت راه رفتن عیب شده ... بازم خدا رو شکر که امسال سینه زدیم ولی نمیدونم با این توصیفات سالهای دیگه چی می شه...!!!

 

 

اولین تحلیل - امین شعبان بیدله

 


برچسب‌ها: عزای امام حسین, ع, سینه زنی, مسجد

[ شنبه هجدهم آبان 1392 ] [ 18:41 ] [ امین شعبان بیدله ]

[ ]